حق مادر و پدر


در رساله ی حقوق امام سجاد (ع) در خصوص حق مادر و پدر چنین آمده است که :


« حق مادرت این است که بدانی او تو را در جایی نگه داشته است که کسی نگه نمی دارد و از میوه ی دلش به تو داده که کسی به کسی نمی دهد و از تو با همه ی وجودش از گوش و چشم و دست و پا و موی و پوست، با شادمانی و سرور نگهبانی و نگهداری کرده و ناملایمات، غم ، اندوه ونگرانی ها را تحمل می کند و شادان و خرم است که تو را سیر نماید و خود گرسنه بماند، تو را بپوشاند و خود برهنه باشد، تو را سیراب کند و خود تشنه بماند، خود درآفتاب باشد و بر تو سایه افکند، با تحمل مشقت، آرامش و تنعم تو را فراهم آورد و با پذیرش رنج بی خوابی تو را از لذت خواب بهره مند سازد و شکمش ظرف وجود تو و دامنش پناهگاه امن تو و سینه اش چشمه ی جوشانی برای رفع عطش تو و جانش فدای تو شده و سرد و گرم روزگار را به خاطر تو پذیرا گشته است. پس باید به پاس این همه محبت و زحمت شکر گزار او باشی و هرگز نمی توانی، مگر خدایت یاری کند.

«و اما حق پدرت آن است که بدانی که او اصل تو است و تو شاخه و فرع او که اگر نمی بود تو نیز نبودی، پس هرگاه در خود چیزی دیدی که تو را شادمان ساخت، بدان که اصل آن نعمت را از پدر داری و خدای را بر آن سپاس گوی و شاکر باش.»

از اربعین سلیمانی نقل شده والدین بر فرزندان هشتاد حق دارند، چهل حق در حال حیات و چهل حق در حال ممات، اما آن چهل حق در حال حیات  ده تا از آن ها به تن، ده تا به زبان، ده تا به دل و ده تا به مال است.

 
ده حق به تن

1.  به آن دو خدمت کند حق تعالی فرمود ) وَاخفِض لَهُما جَناحَالذُّلِ مِنَ الرّحمةِ )(سوره ی اسرا آیه ی 24)« و همیشه پر و بال تواضع و تکریم را با کمال مهربانی نزدشان (پدر و مادر) بگستران»محمد بن فکدر گوید برادرم نماز شب می خواند ولی من پای مادرم را که مریض بود ماساژ می دادم و دوست ندارم که ثواب برادرم برای من باشد و ثواب من برای مادرم.

2.     کمال حرمت آن دو را نگاه دارد و احترام نماید.

3.     جلوی آن ها ننشسته و پشت سر ایشان قرار گیرد.

4.  فرمان آن ها را اگر شارع مقدس نهی نکرده، انجام دهد و از نهی آن ها اگر واجب شرعی نباشد، پرهیز و خود داری کند .

5.     روزه ی مستحبی را با اجازه ی آنان بگیرد.

6.     بدون رضای ایشان به سفر غیر واجب عینی نرود.

7.     چون آنان ظاهر شوند، برای آنان برخیزد و تا اجازه ندهند، ننشیند، بلکه پایین تر بنشیند.

8.     در وقت راه رفتن پشت سر آنان راه رود، مگر در جای گِل، یخ، خطر و شب تار.

9.     همیشه با مهربانی به آنان نگاه کند.

10.    همواره آماده ی خدمت به آنان باشد.

ده حق بر زبان

1.     با تندی با آنان سخن نگوید.

2.     صدایش را بر آن ها بلند نکند.

3.     گستاخی و پرخاش نکند.

4.     آنان را به نام نخواند، بلکه بگوید مادر جان، پدر بزرگوارم.

5.     سخن ایشان را قطع نکند.

6.     به امر آن ها را خطاب نکند.

7.     به نهی و عتاب با آنان سخن نگوید.

8.     بر آنان فریاد نزند.

9.     به آن دو اف نگوید و سر برنگرداند.

10.      با ایشان با ادب سخن بگوید.

ده حق به قلب

1.     همیشه با آن دو رئوف باشد و ترحم کند.

2.  آن دو را همیشه دوست داشته باشد، اگر چه از لحاظ مالی آن ها در مضیقه باشند، اگر چه خیال کند به وی خوبی نکرده اند، اگر وی را به ناحق بزنند. حضرت رسولخدا(ص) می فرمود« دوستی پدرت را نگه داری کن و قطع نکن که خدا نور تو را خاموش می کند، رسومات خوب پدر از قبیل نذورات، اطعام و انجام مجالس تبلیغ و روضه ی آنان را حفظ کن.»

3.     به شادی آن دو ، شاد باشد.

4.     در غم آن دو شریک و غم خوار آنان باشد.

5.     با دشمنان پدر و مادر خود دوستی نکند که آن دو می رنجند.

6.     از بدگویی یا کج خویی آنان نرنجد.

7.     اگر به وی ستم کردند، بر آنان خشم نکند، اگر او را زدند ، دستشان را ببوسد.

8.     هر چند حق آنان را به جا آورده، باز ترس کوتاهی و تقصیر داشته باشد.

9.  همیشه در دل قصد کسب رضای آنان را داشته باشد و اگر وی را زجر دادند یا پیر و فرتوت شدند قصد آزارشان را نکند.

10.     در دل طول عمر آن دو را بخواهد، هر چند از زحمت، فقر و بیماری آن دو به تنگ آمده باشد.

ده حق به مال

1.     لباس آن دو را پیش از لباس خود تهیه کند.

2.     آن ها را از طعام خویش بلکه بهتر از طعام خویش بخوراند، زیرا در هر اتفاقی پدر و مادر جلو هستند .

3.     قرض آن ها را بدهد.

4.     مخارج سفر آن دو را چه واجب و چه مستحب از زیارت بدهد.

5.     اگر فوت کرده اند و حج یا نماز و روزه دارند، از جانب آن ها نایب بگیرد یا خود بخواند.

6.     اگر مسکن و خانه ندارند، برای آن دو تهیه کند یا اجاره ی خانه ی آن ها را بدهد.

7.     از مال خود در اختیارشان گذارد که هرگاه نیاز یابند، رفع نیاز کنند.

8.  امور آنان را از پزشک، دارو، تعمیرات مسکن، وصول طلب، امور اداری و ..... را خود انجام دهد یا مخارج آن ها را تحمل کند.

9.     با مال خود به آن دو عزت بخشد.

10.   مال خود را  مال ایشان بداند، هر چه از اموال او بردارند و یا تصرف کنند به روی آنان نیاورد.



حق حضانت :

پدر و مادر حقوق مشترکی نیز دارند که بعضی از آنها جزو احکام فقهی است و بعضی جزو کمالات اخلاقی .

یکی از آن حقوق « حق حضانت » است . «حضن » به معنای آغوش است و منظور از آن ، نگهداری و سرپرستی است و این حقی است هم برای پدر و مادر و هم حقی است واجب بر آن ها ، یعنی پدر و مادر در محدوده ی زمانی خاص و تا قبل از بلوغ ، فرزند را در کنار خود نگه دارند .

محدوده  حق حضانت مادر نسبت به پسر تا دو سالگی و نسبت به دختر تا هفت سالگی است و پدر پس از آن در نگهداری و تربیت فرزند اولی است . حق حضانت اختصاص به صورت طلاق ندارد ، بلکه اگر پدر به هر دلیلی در جای دیگری زندگی می کند ، می تواند فرزند را تا مدت حق الحضانه نزد خود نگه دارد و در مدت حضانت ، مادر حق ندارد او را جدا کند و اگر مادر با طلاق یا فسخ از پدر جدا شد ، حق الحضانه ی او ساقط نمی شود ، مگر اینکه با دیگری ازدواج کند که در این صورت ، حق منتقل به  پدر می شود و اگر پدر یا مادر فوت کند ، حق حضانت منتقل به دیگری می شود و هیچ کس از پدر و مادر به نگهداری فرزندشان سزاوارتر نیست ، حتی اگر مادر ازدواج کرده باشد . گرچه ولایت و حق تصرف در اموال فرزند از آن جد پدری یا وصی وقیم است ولی نگهداری بر فرض فوت پدر حق مادر است .

حق نفقه :

از حقوق مشترک والدین ، حق نفقه است . نفقه ی پدر و مادر در صورت نیاز ، بر عهده ی فرزند است اگر تمکن داشته باشد ، چه پسر باشد و چه دختر ، البته نفقه ی پدر و مادر بعد از نفقه ی زوجه است در ترتیب ، یعنی اگر مرد نتواند نفقه ی همه ی آن ها را بپردازد ، باید ابتدا نفقه ی لازم همسر را بپردازد و اگر چیزی اضافه شده نفقه ی پدر و مادر و فرزندان را بدهد و نفقه ی پدر و مادر مانند نفقه ی فرزندان است و واجب . پس اگر هم نیازمند باشند و نفقه کم باشد ، باید میان آنها تقسیم کند . مسایل و فروع مربوط به لزوم نفقه بسیار است که در کتب مفصل فقهی کاملاً به آن پرداخته شده است .

امام صادق (ع) می فرماید : « پدر و مادر را بر فرزند سه حق است : شکر آنان در هر حال ، اطاعتشان در هر امر و نهی که معصیت خدا نباشد و خیرخواهی برای آنها در نهان و عیان و فرزند را بر آنان سه حق است : مادر خوب انتخاب کردن ، نام خوب نهادن و پرورش خوب دادن .»2

 وظیفه ی فرزند در خصوص مادر و پدر :

انسان باید متوجه باشد که بعد از ازدواج و یافتن خانواده و اولاد ، در پاس احترام به پدر و مادر کوتاهی نکند و بحث زن و فرزند موجب نشود که دست از همراهی و خدمتگزاری پدر و مادر بر دارد ، مثل بعضی از فرزندان این زمان که چون پدر و مادر با هزاران زحمت برای فرزند خود ، همسری گرفته و خانواده ای تشکیل می دهند ، آن فرزند به زودی پدر و مادر را فراموش می کند و ملاحظه نمی کند که پدر و مادر بیچاره مدت زمان زیادی تحمل چگونه زحماتی را نموده اند .

پس اگر فرضاً شارع مقدس اسلام به این مقدار مبالغه و سفارش درباره ی پدر ومادر ننموده بود و ما به وجدان و عقل خود مقایسه می نمودیم ، می بایست زحمات آنها را مادام الحیات درباره ی اطاعت و انقیاد امر پدر و مادر در مثل عبد زر خریده باشیم و اصلاً و ابداً کوچک ترین موجبات افسردگی خاطر آنها را فراهم نیاوریم و دل مملو از عاطفه و مهربانی آنها را به واسطه ی عدم رعایت شئونات آن ها ، از خود سرد و افسرده ننماییم .

شارع مقدس ، آن چنان که گفته شد درباره ی پدر و مادر مبالغه و سفارش فراوانی نموده است که از آن جمله آیات 23 و 24 سوره  اسراء است که چنین می فرماید :

« حکم نموده پروردگار تو که عبادت نکنید مگر خدای یگانه را و حکم فرموده بر این که به پد رو مادر احسان و نیکی نمایید و اگر یکی از آنها یا هر دو به سن پیری و شکستگی رسیدند ، در احترام آن ها کوتاهی نکنید . به آن ها اف نگویید و آن ها را از نزد خود دور نسازید ، بلکه با سخن نیک و پاکیزه با آنها مذاکره نمایید و در پیشگاه آن ها بال ذلت و انکسار و کوچکی بگسترانید و در حقشان دعا کنید و به خدا عرض نمایید : پروردگارا ! چنان چه آن ها در حال صغر و کوچکی ، ما را نوازش کردند و ما را در دامان محبت خود پرورش دادند ، تو هم بر آن ها رحم کن و آنها را در حال پیری و شکستگی مورد عنایت و لطف خود قرار ده .»

و امام باقر علیه السلام می فرماید : « سه چیز است که خداوند عزوجل اجازه ی ترک آنها را به هیچ کس نداده است : ادای امانت به نیکوکار و بدکار ، وفای به عهد چه نیکوکار و چه بدکار ، نیکی به پدر و مادر چه نیکوکار و چه گنهکار » 3 پس رعایت حق پدر و مادر را نمودن ، موفقیت های معنوی زیادی را نصیب فرزندان می سازد .

چقدر شایسته است آن هایی که سایه ی پدر و مادر بر سر دارند ، حداکثر مراقبت را در احسان و احترام به آنها بنمایند و در ادای حقوق آنها بالاترین کوشش را انجام دهند و اگر پدر و مادر فوت نموده اند ، کار خیر و صدقات جاریه انجام داده و ثواب آنها را بر والدین اهدا نمایند که در عالم برزخ خوشحال شده و برای فرزندان دعا می کنند .

امام صادق (ع) فرمود : «حسن سلوک نیکی به پدر و مادر ، از حسن شناخت معرفت به حق تعالی است . چرا که هیچ عبادتی انسان را به سرعت نیکی به پدر و مادر ، به خشنودی حضرت دوست نمی رساند ،آن هم احسانی که محض تحصیل رضای پروردگار باشد .»4

 سفارش ولی عصر(عج) نسبت به پدر :

آقا سید محمد موسوی نجفی معروف به هندی که از اتقیای علما و ائمه ی جماعت حرم امیر المومنین (ع) است . نقل کرده از جناب شیخ باقر فرزند شیخ هادی کاظمینی مجاور نجف اشرف و ایشان از شخص مورد اعتمادی که به دلاکی اشتغال داشت . آن شخص را پدر پیری بود که هیچ گونه کوتاهی نسبت به خدمتگزاری او نمی کرد ، پیوسته ملازم خدمت او بود ، مگر در شب چهارشنبه که به مسجد سهله می رفت و در آن شب به واسطه ی اعمال مسجد سهله و شب زنده داری در آن جا ، از خدمت پدر معذور بود ؛ ولی پس از مدتی ترک کرد و دیگر به مسجد نرفت .

از او پرسیدم : چرا رفتن به مسجد سهله را ترک کردی ؟ گفت : چهل شب چهارشنبه به آن جا رفتم ؛ شب چهارشنبه ی چهلم رفتنم به تاخیر افتاد تا نزدیک غروب . در آن وقت تک و تنها بیرون رفتم و با همان وضع به مسیر خود ادامه دادم تا یک سوم راه باقی ماند . کم کم مهتاب مقداری از تاریکی شب را به روشنایی تبدیل کرد . در این هنگام شخص عربی را دیدم که بر اسبی سوار است و به طرف من می آید . در دل خود گفتم :الآن این مرد راهزن مرا برهنه می کند .

همین که به من رسید ، با زبان عرب بدوی شروع به صحبت کرد و پرسید : کجا می روی ؟ گفتم : مسجد سهله . گفت : با تو چیز خوردنی هست ؟ جواب دادم :نه . فرمود : دست خود را در جیب کن . گفتم : در آن چیزی نیست . باز آن سخن را به تندی تکرار کرد . من دست در جیب کردم ، مقداری کشمش یافتم که برای کودک خود خریده بودم و از خاطرم رفته بود که به او بدهم . آنگاه به من فرمود : «اوصیک بالعود » سه مرتبه و عود به زبان عرب بدوی پدر پیر را  می گویند ، یعنی : سفارش می کنم تو را به پدر پیرت . بعد از این سخن ناگاه از نظرم ناپدید شد . فهمیدم که او مهدی (عج) بود و دانستم که آن جناب راضی به ترک خدمت پدرم نیست حتی در شب چهارشنبه . از آن رو دیگر به مسجد سهله نرفتم و این کار را ترک نمودم.



تاريخ : ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩۱ | ٢:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : مجید | نظرات ()
  • گسیختن
  • تب یکم