فرق میان ریاضت عرفای ما و ریاضت مرتاضان هندی

 

طارق نیوز: یکی از سوالات مطرح درباره عرفا و طی طریق آنها این است که چه فرقی میان ریاضت عرفای ما و ریاضت مرتاضان هندی است؟! ما سعی کرده ایم که پاسخی مناسب به این پرسش بدهیم...

 

سوال: چه فرقی میان ریاضت عرفای ما و ریاضت مرتاضان هندی است؟!

پاسخ: انسان دارای روحی است که اگر تقویت شود، قدرت تصرف در امور و اشیای دیگر را به دست میآورد. البته این تصرف بر اساس نظام علی و معلولی است.

مرتاضان و کسانی که کارهای خارق العاده انجام میدهند، تا حدودی دارای کارهایی هستند که نوعی کرامت شمرده میشود و از این جهت با عرفا و صاحبان ولایت تکوینی تشابه دارند. دلیل آن را نیز باید در این نکته جست و جو کرد که نظام جهان بر اساس علت و معلول است و هر پدیده‏ای بر اساس علتی موجود میشود. علت برخی امور روشن و واضح است. چنان که علت عادی توقف قطار ترمز لکوموتیوران است؛ اما علت برخی از کارها خلاف عادت است. مثل این که کسی با قدرت روحی خود قطار را متوقف میکند.

 روح انسان فرمانده بدن است و کلیه کارهای بدن سالم تحت فرمان او انجام میشود. برخی از نفوس به دلیل تمرین‏ها و ریاضت‏های خاص چنان قوی میشوند که میتوانند افزون بر بدن خود، در انسان‏ها و اشیای دیگر نیز حالت تدبیر داشته باشند. انسانی که اراده خود را قوی کرد، امکان مییابد بر امور و پدیده‏ها تأثیر بگذارد. این جزئی از نظام علت و معلول جهان مادی(1) و نشانه قدرت نفس انسان است؛ زیرا نفس انسان مظهر خداوند است و در صورتی که تقویت شود، توان تصرف و انجام کارهای خلاف عادت را به دست میآورد.

تقویت نفس با تمرین‏هایی که اصطلاحاً ریاضت خوانده میشود، حاصل میگردد. ریاضت دو گونه است: ریاضت شرعی که مطابق با شرع و با راهنمایی معنوی ولی الله الاعظم - سلام الله علیه - انجام میشود؛ و ریاضت‏های غیر شرعی. پویندگان راه شریعت به مدارج قرب الاهی و ولایت تکوینی نائل میآیند؛ اما آنان که از روش‏های غیر شرعی بهره میبرند، تنها توان تصرف در برخی امور را به دست میآورند. عرفا و مرتاضان از جهت بروز کرامت با هم تشابه دارند و هر دو کارهای خارق العاده انجام میدهند. البته آن که به مقام قرب وارد شد و از خود فانی گردید، در صدد بروز کرامت و کارهای خارق العاده نیست، و آنچه از وی عیان میشود، اموری است که از وسعت وجودیاش ریزش میکند.(2) آری، برخی انسان‏ها به واسطه قدرت روحی خود میتوانند کارهای خارق العاده انجام دهند؛ زیرا نظام عالم براساس علت و معلول است، برخی از علت‏ها برای ما روشن است و آن‏ها را علت‏های عادی میخوانیم و برخی برای ما آشکار نیست و آن‏ها را خلاف عادت میپنداریم.

کارهای خلاف عادت این افراد به نفس انسانی ریاضت کشیده منتسب است. بین این انسان‏ها و عارفان تفاوت‏های زیر قابل توجه مینماید: 1. عارف به مقام قرب بار یافته، براساس دستورهای شرعی به مقامی رسیده است که میتواند کارهای خدایی انجام دهد.

امام صادق - سلام الله علیه - میفرماید: «العبودیة جوهرة کنهُها الربوبیة، فما فُقد فی العبودیة وُد فی الربوبیّة و ما خفی عن الربوبیّة أُصیب فی العبودیة؛ بندگی گوهری است که حقیقت آن مقام ربوبیت [تصاحب در امور] است.

پس آنچه در بندگی پنهان است، در مقام ربوبیت یافت میشود و هر آنچه در مقام ربوبیت پنهان باشد، با بندگی حاصل میشود.(3) «رب» به معنای مالک و صاحب است که در آنچه تحت تصرفش است، قدرت تصرف دارد. بدین اعتبار یکی از اسمای حسنای حضرت حق «رب» (صاحب اختیار تمام موجودات) است. «مقام ربوبیت» یعنی مقام تصرف در امور و اشیا. روایت شریف میگوید: آن که به مقام بندگی راه یافت ،دارای گوهری میشود که میتواند در امور و اشیا تصرف داشته باشد؛ به عبارت دیگر، حقیقت و کنه بندگی مقام ربوبیت است و آن که بنده شد، آقای جهان و مظهری از اسم «رب» خدای جهانیان میگردد. ظاهر بندگی در دنیا اظهار و ابراز ذلت و عجز است و باطن آن آقایی. بنابراین، آن که به مقام قرب الاهی راه یافت، توان تصرف در امور و اشیای بیرون از خود را به دست میآورد. عرفا براساس همین مقام کارهای خارق العاده انجام میدهند؛ اما مرتاضان باتمرین‏های خلاف شرع نفس خود را تقویت میکنند. 2.

هدف عرفا بروز کرامت نیست. هدف آن‏ها بندگی خدا و دعوت مردم به توحید و بندگی خداوند متعال است و کراماتشان در جهت دعوت مردم به ماورای طبیعت و حقایق معنوی یا کمک به رفع مشکلات مردم تحقق مییابد. در حقیقت مَثَل آن‏ها مَثَل ظرف لبریز از آب است که گاه آب از آن سرازیر میشود؛ اما هدف مرتاضان رسیدن به شهرت یا تقویت نفس است. 3.

عرفا بسته به درجه قربشان دارای قدرت تصرف و کارهای خارق‏العاده متنوع و گسترده‏اند؛ زیرا آن‏ها خدایی شده‏اند وخدای عالم نامحدود است. پس هر چه بهره آن‏ها از فیض الاهی بیش‏تر باشد، قدرت بیش‏تری دارند. در حالی که مرتاضان از قدرت محدود و کارهایی با تنوع اندک بهره میبرند؛ مثلاً آن‏ها نمیتوانند مرده زنده کنند، ولی عارف بالله با اجازه الاهی مرده زنده میکند. 4.

تمام کارهای عارفان با توجه به اجازه و رضایت الاهی براساس شرع و فضائل اخلاقی است؛ بدون اجازه الاهی به هیچ کاری دست نمییازند و در همه حال بنده اویند. مقام آن‏ها مقام فنای فی الله و بقای بالله است؛ برخلاف مرتاضان که براساس خواهش نفس کار میکنند و چه بسا کارهای خلاف اخلاق نیز انجام میدهند. 5.

کارهای مرتاضان بر آموزش وتمرین استوار است و انجام هر کاری با آموزش و تمرین و پشتکار فرد میسر میشود؛ اما عارف بر اساس بندگی و مقام قرب دارای قدرت تصرف میشود و در این جهت از کسی آموزش خاصی نمیبیند.

 پینوشت: 1. المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمد حسین طباطبائی، ج 6، ص 206. 2. مرحوم ملاصدرا میفرماید: و لیس عندنا من شرط الولایة ظهور الکرامة و خوارق العادة.(مفاتیح الغیب، ص‏488) 3. شرح فارسی مصباح الشریعة و مفتاح الحقیقة، عبدالرزاق گیلانی، تصحیح دکتر سید جلال الدین محدث(ارموی)، ج‏2، ص 537ù536.

 



تاريخ : ۱٠ دی ۱۳٩٢ | ٧:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مجید | نظرات ()
  • گسیختن
  • تب یکم