دو دشمن انسان ها 
 
براستی که انسان برای راهیابی به سعادت و نجات از شقاوت ابدی راهی سخت در پیش رو دارد. اما دشمن انسان تنها ابلیس و فرزندان او نیست بلکه خواطر نفسانی فیزیکی دیگر از اعداء وجود بشرند. با این تفاوت که نفس تنها از یک راه وارد می شود و شیطان از راههای مختلف بر انسان غلبه می کند. از یک راه نشد از راه دیگر. هوای نفسانی بعد از گناهی که انسان مرتکب می شود به وجود می آید. عادت به گناه می کند نفس لوامه تضعیف می شود و وسوسه های شیطانی قبل از گناه وارد شده و معمولا شروع کننده گناه شیطان است. شیطان کارش را گاهی به صورت تدریجی شروع می کند و اگر از ابتداء جلو پیشروی او گرفته نشود به گامهای بعدی می رسد.


باید این را همیشه به یاد داشت که او قسم یاد کرد که انسان را اغوا کند همه نوع بشر را جز مخلصین که شیطان بر آنان تسلطی ندارد. چنانچه پیامبر فرمودند: من شیطانم را مسلم و مطیع و منقاد خود کرده ام. و یا حضرت سلیمان شیاطین را در قصر به کارهای سخت مثل نظافت- غواصی- بنایی و غیره واداشت.


نامهای شیطان و فرزندان او
به طور کلی می توان شش نام برای شیطان گفت: اول: شیطان- دوم: ابلیس- سوم :حارث یا حرث- چهارم: خناس- پنجم: ابامره- ششم: عزازیل (این نام قبل از طرد شدن و رانده شدن از درگاه احدیت جل و علا متعلق به او بوده است.)

فرزندان شیطان که هر یک نامی دارند و هر یک گروه های خود را برای گمراهی نوع بشر هدایت و راهنمایی می کنند به ترتیب زیر هستند.
اول: زوال- برای شرکت در نکاح و آمیزش حرام
- قفندر: هر کس چهل روز در خانه اش طنبور نوازد و غیرت را از آن خانه ببرد.
- رها: مانع بیدار شدن برای نماز شب
- متکون: به صورتهای مختلف ظاهر می شود برای فریب انسانها
- مذهب: به هر شکلی در می آید جز پیامبران و امامان علیهم السلام
- ولهان: وسواس هنگام وضو برمی انگیزد
- اعوذ: صاحب زنا
- مبسوط: صاحب دروغ
- خناس: وعده می دهد و آرزومند می کند و استغفار را از یاد می برد.
و خودابلیس که اعمال زشت انسان را در نظرش زیبا جلوه می دهد.



اندرزهای شیطان
در روایات آمده که شیطان تا زمان حضرت یحیی بن زکریا علیهم السلام بر پیامبران وارد می شده و با آنان سخن می گفته است و بعد از آن نیامد. بعد از طوفان نوح و نفرین حضرت نوح علی نبینا و آله و علیه السلام که درخواست کرد هیچ دیاری از ستمگران در روی زمین باقی نماند،

شیطان به نزد نوح آمد گفت نوح تو حقی به گردن من داری که در ازای آن حق ترا نصیحتی می کنم، نوح فرمود به خدا پناه می برم که حقی بر تو داشته باشم. شیطان گفت، برای مدتی که این مومنین فرزندانی بیاورند من به استراحت می پردازم.زیرا آنان مخلصین هستند و اکنون همه کفار هم از دنیا رفته اند. نوح فرمود نصیحتت چیست؟
شیطان گفت: مرا در سه جا یاد کن و بدان در این سه جا من حتما حضور دارم.
اول: هنگامی که مرد بیگانه ای با زنی بیگانه با هم خلوت کرده اند من سومین آنها هستم.
دوم: هنگام خشم
سوم: به هنگام قضاوت
حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام به شیطان فرمود: مرا آگاه کن از گناهی که چون آدمیزاد مرتکب شود بر او مسلط شوی
شیطان گفت: هنگامی که او از خودش خوشش بیاید و عملش را زیاد شمارد و گناهش در نظرش کوچک افتد.

در داستانهایی که در مورد اغوای شیطان و یاران او آمده است می بینیم که شیطان به هیچ عنوان از هلاکت انسان دست نمی کشد و خیلی مواقع بزرگان عابدی مانند برصیصای عابد که از راه شهوت و زن او را گمراه کرد. قارون عابد بنی اسرائیل که او را از راه توجه به دنیا و جمع مال گمراه نمود و سامری که از راه شهرت و توجه مردم به خود، به ضلالت کشاند، و یا عابد بنی اسراییل از راه توبه و تقرب بیشتر به حق تعالی او را از راه حق منحرف کرد همه نمایانگر این مطلب است که همیشه شیطانها راههایی را انتخاب می کنند که ضعف انسان در آن است.



کارهای شیطان:
- وسوسه: فوسوس الیه الشیطان قال یا آدم هل ادلک علی شجره الخلد (طه 120) بعد از اخراج حضرت آدم از باغ بهشت خداوند از او سؤال می کند چرا گول شیطان را خوردی آدم عرض می کند چون او قسم به خدا یاد کرد گمان نمی کردم کسی به خدا قسم یاد کند و دروغ بگوید.
- زینت دادن گناه: لازینن لهم فی الارض و لاغوینهم اجمعین (حجر 39)
- دزدی ایمان و خراب کردن عمل- نزغ و فسادانگیزی
- وعده دادن به انسان: «ما کان لی علیکم من سلطان الا ان دعوتکم فاستجبتم لی» (ابراهیم- 22)
- مشارکت در اموال و اولاد: «و مشارکهم فی الاموال و الاولاد» (اسراء 65)
- نجوای شیطان که حواس انسان را به سوی خود جلب می کند «انما النجوی من الشیطان لیحزن الذین آمنوا (مجادله- 10)
- امر به فحشاء و منکر: دشمنی بین مردم با قمار و شراب- هجوم در وقت احتضار

دامهای شیطان:
شهوات نفسانی- لذات دنیوی- عبادت، هواپرستی- زنان (جنسیت و جذابیت های زن ؛ نه خود وجود زن)- دام برای قضا کردن نماز- لذیذ نشان دادن خواب تا نماز فوت شود- تفرقه



گامهای شیطان

گام اول: معاشرت و دوستی با آلودگان
گام دوم: شرکت در مجالس آنان
گام سوم: فکر گناه
گام چهارم: ارتکاب مصادیق مشکوک و شبهات
گام پنجم: انجام گناهان کوچک
گام ششم: مراحل ارتکاب کبائر و...
می بینیم که شیطان گام به گام و مرحله به مرحله پیش می آید تا جایی که به قول حضرت امام محمد باقر علیه السلام هیچ نقطه سفیدی در لوح دل انسان باقی نماند.



راههای مبارزه
- نماز و صبر: ای کسانی که ایمان دارید به وسیله صبر و نماز کمک بجویید.
- توبه : مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح به جای آورد پس خدا بدیهای آنان را به نیکی تبدیل کند که خداوند آمرزنده مهربان است. (فرقان/ 7)
- انجام عمل نیک : بدرستی که نیکی ها بدیها را از بین می برد.
- ذکر و یاد خدا «فاذکروانی اذکرکم واشکروالی ولاتکفرون»
- توسلات: که چه کسی می تواند دستگیر انسان شود جز همان هایی که خداوند برای هدایت بشر و مبارزه با شیطان برایمان فرستاده آن گروه مخلص که شیاطین وجودشان را به تسخیر خود درآورده اند.
- تفکر و تعقل: گروه هایی که به دام شیطان افتاده اند همگی کسانی بودند که از قوای ادراکی خویش و عقل خداداد خود استفاده نکرده اند. «لهم آذان لایسمعون بها و لهم اعین لایبصرون بها و لهم قلوب لایفقهون بها»
در آخر از خدای می خواهیم که ما را از شر هواهای نفسانی و نواجس شیطانی در پناه خود ایمن دارد و دست ما را از توسل به ریسمان محکم ولایت، محبت اهل بیت جدا نکند و همواره ما را به یاد خود و با عنایت حضرتش از زمره ابرار و نیکان قرار داده، عاقبت ما را نیکو گرداند و در گروه صالحان و محبان حضرات معصومین علیهم السلام محشور گرداند.



تاريخ : ۱۸ فروردین ۱۳٩٢ | ٤:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : مجید | نظرات ()
  • گسیختن
  • تب یکم