میهمانی شبانه، دام سیاه برای دختر جوان!!

 

به محض باز شدن در، دختر جوانی که آثار کبودی و ضرب و جرح روی سر و صورتش به چشم می‌خورد، از خانه بیرون پرید و پرده از دامی که پسر مورد علاقه‌‌اش برای او پهن کرده بود برداشت.

 به گزارش همشهری آن لاین،مرد جوان بعد از اینکه به بهانه ازدواج، دختر مورد علاقه‌اش را فریب داد، او را به یک میهمانی خانوادگی دعوت کرد اما این میهمانی دامی بود که او برای اجرای نقشه‌ شیطانی‌اش پهن کرده بود
بعد از ظهر 27 شهریور سال گذشته، ساکنان یکی از کوچه‌های شهرک غرب با شنیدن فریادهای کمک‌خواهانه دختر جوانی که از خانه یکی ازهمسایه‌ها به گوش می‌رسید، با پلیس تماس گرفتند و ماجرا را به ماموران اطلاع دادند.چند دقیقه بعد، وقتی خودروی کلانتری 134 شهرک غرب، وارد خیابان مورد نظر شد، همسایه‌ها خانه‌ای را که دختر جوانی در آنجا گرفتار شده بود به ماموران نشان دادند و یکی از افسران پلیس زنگ خانه را به صدا درآورد. به محض باز شدن در، دختر جوانی که آثار کبودی و ضرب و جرح روی سر و صورتش به چشم می‌خورد، از خانه بیرون پرید و پرده از دامی که پسر مورد علاقه‌‌اش برای او پهن کرده بود برداشت.
او به ماموران گفت: چند ماه پیش بود که از طریق یکی از دوستانم به نام لاله با سهیل آشنا شدم. مدتی بعد از این آشنایی او به من ابراز علاقه‌کرد و ‌گفت که قصد ازدواج دارد. برای همین به او اعتماد کردم و از همان زمان دوستی ما شروع شد.یک ساعت پیش سهیل با من تماس گرفت و مرا به میهمانی خانوادگی که قرار بود در خانه خواهرش برگزار شود دعوت کرد. برای همین با هم قرار گذاشتیم و وقتی او با یکی از دوستانش به سر قرار آمد، سوار ماشین آنها شدم تا همراه سهیل به خانه خواهرش برویم.
دختر جوان ادامه داد: زمانی که وارد خانه شدیم، دیدم که از میهمانی خبری نیست و سهیل و دوستانش که از قبل نقشه شومی طرح کرده بودند بعد از خوردن مشروبات الکلی به من حمله‌ور شدند و قصد داشتند مرا مورد آزار و اذیت قرار دهند. برای همین در برابر آنها مقاومت کردم و شروع کردم به جیغ زدن. آنها هم با مشت و لگد به جانم افتادند اما قبل از اینکه بتوانند نقشه‌شان را عملی کنند، همسایه‌ها ماجرا را به پلیس اطلاع دادند.بعد از اظهارات دختر جوان، 4 مرد جوان که داخل خانه بودند قبل از اینکه فرصت فرار پیدا کنند دستگیر و به دستور قاضی قندی‌زاده، بازپرس شعبه 7 دادسرای جنایی تهران، برای ادامه تحقیقات به اداره 16 پلیس آگاهی، منتقل شدند. سهیل که متهم ردیف اول پرونده به شمار می‌رود، در جریان بازجویی‌های اولیه به فریب دختر جوان اعتراف کرد و گفت: مدتی پیش وقتی با مریم آشنا شدم، به بهانه ازدواج با او طرح دوستی ریختم تا در فرصتی مناسب نقشه‌ام را عملی کنم.چند روز قبل وقتی خواهرم همراه شوهرش به مسافرت رفت، کلید خانه‌شان را به من داد و همان زمان بود که نقشه آزار و اذیت مریم به ذهنم خطور کرد. برای همین ماجرا را با 3 نفر از دوستانم در میان گذاشتم و قرار شد به بهانه شرکت در یک میهمانی، مریم را به خانه کشانده و مورد آزار و اذیت قرار دهیم. وی ادامه داد: وقتی مریم قبول کرد در میهمانی شرکت کند، وی را همراه یکی از دوستانم به خانه خواهرم بردم. این در حالی بود که 2 نفر دیگر ازدوستانم از قبل وارد خانه شده و بعد از خوردن مشروبات الکلی، منتظر ما بودند.
بعد از اینکه وارد خانه شدیم و مشروبات الکلی مصرف کردیم، مریم متوجه نیت ما شد و خواست خانه را ترک کند. ما هم که در حالت عادی نبودیم، او را مورد ضرب و شتم قرار دادیم ولی لحظاتی بعد ماموران به در خانه ما آمدند و دستگیر شدیم.سرهنگ عباسعلی محمدیان، رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ با اعلام این خبر درخصوص دوستی‌های خیابانی هشدار داد و گفت: بررسی‌ها نشان می‌دهد نقطه آغاز بیشتر پرونده‌های اخاذی یا سوءاستفاده‌های مالی از دختران جوان، دوستی‌های خیابانی است؛
چرا که در اینگونه دوستی‌ها هیچ شناختی وجود ندارد و به همین خاطر، مجرمان با مخفی کردن نیت و سابقه‌ خود به راحتی نقشه‌شان را عملی می‌کنند.

قابل توجه دختران گرامی: عزیزان انسان اگر خودسازی نکرده باشد وبر هوسش مسلط نشده باشد واقعاً قابل اعتماد نیست.وحقیقتاً بدرد زندگی هم نمی خورد.لذا خیلی ساده لوحانه است که انسان وجود ارزشمند خودش را در اختیار حیوانهای انسانما قرار دهد.برای شناخت چنین انسانهایی که آیا این شخص بر هوسش مسلط هست یا نیست بزرگترین نشانه  اینگونه اشخاص این است که نوامیس دیگران را مانند خواهر خود میداند وهر طور که مایل هستند غریبه ها با خواهرشان برخورد نمایند اینان با نوامیس اجتماع برخورد میکنند .هرگز چشم چرانی نمیکند وهمواره حرمت نوامیس مردم که همان نوامیس جامعه هستند راحفظ مینماید .به پدر ومادرش مهربان است .به وظائفش بخوبی عمل میکند .به وجود خدا اعتقاد دارد وفرامین خدارا اجراء مینماید.وخدا نیز اورا به طرز اعجاب انگیزی یاری میفرمایدوانگار جن وملک به خدمت اودر آمده اند زیرا این موجودات که انسانها را میبینند از این گونه انسانها بسیار خوششان میاید.آری داشتن اندیشه پاک بزرگترین سرمایه هر انسانیست. لهذا مغناطیس این پاکی اندیشه همواره اورا در همه حال یاری میکند.این تقریباً گوشه ایی از خصوصیات انسانهای قابل اعتماد است واگر چنین کسانی یافت نشد اصلا ازدواج نمیتواند باعث خوشبختی دختران باشد ودختران میتوانند با داشتن اهداف والا وحجاب خوب که در واقع ضامن امنیت آنان است در فضایی آرام زندگی خوبی را برای خود فراهم نمایند ونیازمند کسی هم نباشند.زیرا ازدواج زمانی ارزش دارد که دوانسان با مهربانی وهمدلی مسیر تعالی وکمال را با هم بپیمایند نه اینکه در دست موجودی خود خواه اسیر شود که تمامی توانایهای انسانیش را به مرور از دست بدهد.آیا هدف از زندگی این است؟ مسلماَ خیر بلکه انسان با برنامه ریزی توام با تلاش والهام گیری از توصیه های مکتب سعی مینماید زندگی خوبی را همراه با بی نیازی از خانواده برای خود تدارک نماید .وبا صعود وپیشرفت خود در عرصه های علمی .هنری وفنی حرفه ای زندگی فوق العاده ایی را تجربه کند.موفق باشید



تاريخ : ۱٧ فروردین ۱۳٩۱ | ٤:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : مجید | نظرات ()
  • گسیختن
  • تب یکم