با سرنوشت روبرو شوید

سرنوشت و اختیار

چندی پیش این پرسش که انتخاب من چه تاثیری در زندگی ام دارد فکر مرا به خود مشغول کرده بود.  آیا واقعاً با تصمیم خود زندگی را می سازیم یا سرنوشت است که ما را بازیچه قرار داده است؟

با سرنوشت خود روبرو شوید

کسانیکه به تناسخ اعتقاد دارند تفکرات جالبی در این زمینه دارند مهم نیست که به آن اعتقاد دارید یا نه، اما اثر این تفکر در زندگی آنها تامل برانگیز است آنها اعتقاد دارند که سرنوشت با ما در موقعیت خاصی که اکنون هستیم به گونه ای رفتار می کند که نتیجه اعمال ما در گذشته است بخاطر کار هایی که قبلا انجام داده ایم یا انجام نداده ایم و هر انرژی مثبتی که به این دنیا می فرستید یکصد برابر بزرگتر از آن را به خود شما بر می گرداند.

یه خاطر دارم عمه ای داشتم که به من می گفت: " مراقب فکر و سخنت باش! " او هم مانند دیگر پیروان :"ادگارد کیس" اعتقاد داشت که هر انرژی منفی (مانند خشم یا کینه) به سرعت گریبان شما را در زندگی بعدی می گیرد. راه حل جالبی برای تنبیه یا تشویق به نظر می رسد.

خوب بهتر است به بحث خود سرنوشت و انتخاب برگردیم. من متوجه شدم موقعیت های خاصی در زندگی من وجود دارند که باعث می شوند راه خاصی را انتخاب کنم و هر چه می خواستم بیشتر از آنها فرار کنم بیشتر در برابر من نمایان می شدند و خودنمایی می کردند. نکته کلیدی که دانستن آن لازم است این است که باید بدانیم در این شرایط انتخاب های زیادی نداریم (در این میان راهی در برابر ماست که باید برویم و مجبوریم بیاموزیم ) آنچه مهم است عکس العمل ما در آن موقعیت خاص است. به عبارت دیگر باید روبرو شویم شاید بتوانیم آنرا به تعویق بیندازیم اما نمی توانیم از آن فرار کنیم. باید با مشکل روبرو شویم و تا زمانیکه از روبرو شدن با مشکل طفره می رویم زیر بار این مشکل هستیم.

مادر بزرگ من می گفت: "تو نمی توانی مشکلات زندگی را حذف کنید یا از آنها فرار کنی چون هر بار که از آنها فرار کنی در برابرت ظاهر می شوند. بلکه باید از میان آنها عبور کنی و با آنها برخورد کنی تا از شر آنها خلاص شوی."

این قسمتی از معنای جمله " در زمان حال زندگی کنید" را می رساند. با آن برخورد کنید، خوب یا بد و دیگر نیازی نیست روی آن کار کنید. ولی زمانی که سعی می کنید با آن دردرون خود بجنگید یا از آن فرار کنید خود را در تقلایی طولانی مدت و ناراحت کننده درگیر می کنید. اجازه دهید هر آنچه هست باشد شما نمی توانید همه چیز را عوض کنید. بلکه فقط درد و رنج خود را بیشتر می کنید. تا اینکه در نهایت به این نتیجه می رسید که باید آن را قبول کنید همانطور که هست.

آیا من به سرنوشت معتقدم؟ تا اندازه ای بله معتقدم. من اعتقاد دارم ما وارد این دنیا شده ایم تا بیاموزیم و درس بگیریم و اگر این درس را نیاموختیم باید دوباره بازگردیم و دوباره درس بگیریم آنقدر تجربه کنیم تا بیاموزیم. ما در موقعیت هایی بدنیا آمده ایم تا چیزهایی را بیاموزیم که باید بیاموزیم. اما بار دیگر می گویم کلید بیرون آمدن ما از جهنمی که در آن قرار داریم در واکنش ما نهفته است. این که در این شرایط چگونه عمل می کنیم کلید تغییر و ساختن آینده است. و در این هنگام است که چیزهای جدیدی در زندگی شما رخ می دهد با معجزاتی روبرو می شوید که اگر در آن شرایط سخت گیر نمی افتادید هیچ گاه فرصت تجربه چنین معجزاتی را نداشتید.

و آیا من به اختیار و حق انتخاب اعتقاد دارم؟ اوه البته که اعتقاد دارم! البته  فقط هنگامی که برای آن آماده باشیم یک آمادگی درونی یک باور که به ما می گوید همیشه راهی وجود دارد... فقط وقتی که بتوانیم منفی ها را به مثبت ها تغییر دهیم در این هنگام است که در خود اختیار و حق انتخاب می بینیم و خود را از زندانی که در مغز ما شکل گرفته است آزاد می کنیم.

نکته کلیدی

 واکنش ما شادی، سرنوشت و انتخاب ما را می سازد. بنابراین سعی کنید این انرژی های مثبت را به دیگران هدیه کنید و جادوگری آن را مشاهده نمایید! کینه ورزی را با عشق پاسخ دهید و وحشی گری را با محبت. دشمن خود را دوست بدارید.

نوشته: دولورس



تاريخ : ٢٩ خرداد ۱۳٩۱ | ٥:٤٤ ‎ق.ظ | نویسنده : مجید | نظرات ()
  • گسیختن
  • تب یکم