یک لحظه شیطان ما را وسوسه کرد به همین خاطر او را به زور به داخل اتاق مجردی‌مان کشاندیم و بعد از اینکه دست و پایش را با طناب بستیم سه نفری او را مورد آزار و اذیت قرار دادیم.مابقی را در ادامه مطلب بخوانید.
 
عزیزانی که این مطالب را در این وب مطالعه میفرمائید لطفا به سایرین آگاهی دهید تا شاهد این وقایع تلخ نباشیم واما در خصوص متجاوزین به نوامیس مردم باید گفت اولاً از تیغ انتقام خداوند فرار نخواهید کرد ودوماً امید داریم که جوانانمان که در اصل ونصب جوانمرد هستند در قالب پیمان جوانمردان باهم هماهنگ شویم وجلو این نامردیها را بگیریم وباشناخت اینگونه افراد حتی اگر اعدام هم نشدند در زندان ویا بیرون از آن. این دیوها را به حول قوه ی الهی هلاک نمائیم. ضمناً جوانمردان از نگاه به ماهواره که تحریک کننده ی حس حیوانیست دوری کنید این هم برنامه ی دشمن است تا ما را از جوانمردی وپاک اندیشی دور نماید. 
آی نامردان پلید بدانید که این سرزمین هنوز خالی از شیران نشده است که کفتاران بتازند وتجاوز کنند

روزنامه جوان: حمید ۲۸ ساله که اشک در چشمانش حلقه زده بود به قاضی رضوانفر گفت: من با مادرم تنها زندگی می‌کنم و پدرم بعد از طلاق مادرم به خارج از کشور رفت و ما را تنها گذاشت.

مادرم زن پولداری است و در کار تجارت و خرید و فروش خانه فعالیت می‌کند. او دیروز صبح با ماشین هیوندایش برای خرید آپارتمانی از خانه بیرون رفت.


 شب وقتی به خانه آمدم، متوجه شدم مادرم هنوز برنگشته است. بلافاصله با تلفن همراهش تماس گرفتم ولی خاموش بود. در حالی که نگرانی تمام وجودم را فراگرفته بود، ابتدا به خانه اقوام و سپس به بیمارستان‌ها سر زدم اما خبری از او نیافتم.

 اکنون برای پیدا کردن مادرم از شما کمک می‌خواهم. بعد از طرح این شکایت، پرونده برای ردیابی زن میانسال به دستور قاضی رضوانفر در اختیار تیم زبده‌ای از کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی قرار گرفت.


  پلیس در نخستین گام شماره پلاک خودروی این زن را در اختیار گشت‌های پلیسی سراسرکشور قرار داد. در حالی که تحقیقات کارآگاهان با بررسی سامانه عبور و مرور خودرو نشان می‌داد هیوندای مورد نظر به شهر‌های مختلف کشور از جمله شهرهای خراسان تردد داشته است، پلیس موفق شد بعد از چندی ماشین زن گمشده را در حالی که مرد جوانی با آن در حال رانندگی بود، متوقف کند.

 مرد جوان در بازجویی‌های اولیه در اداره آگاهی مدعی شد که هیوندا را از یکی از دوستانش به نام صمد ۳۰ ساله که کارگر ساختمانی در حال ساخت در شهرک غرب است به امانت گرفته است تا به شهرشان برود و بعد دوباره به وی بازگرداند.

 کارآگاهان در بررسی‌های خود دریافتند در ساختمان مورد نظر که به تازگی ساخت آن به پایان رسیده، دو پسر افغانی به همراه صمد نگهبان هستند و به احتمال زیاد زن میانسال آخرین بار به آن ساختمان رفت و آمد داشته است.


  بدین ترتیب پلیس که متوجه شد مظنونان قصد فرار دارند با دستور قضایی وارد ساختمان شد و در حالی که یکی از متهمان به نام مراد موفق به فرار شده بود، صمد و عزیز ۲۲ ساله را دستگیر کردند.

 دو متهم در بازجویی‌ها ابتدا منکر هرگونه جنایتی شدند اما وقتی با مدارک و دلایل روبه‌رو شدند به جنایتی هولناک اعتراف کردند. صمد در تشریح حادثه در ادعایی گفت: من و این دو مرد افغانی نگهبان ساختمان بودیم.


 روز حادثه زن پولدار که مشتری چند واحد از ساختمان بود برای دیدن آپارتمان‌ها به آنجا آمد. بعد از اینکه او آپارتمان را دید یک لحظه شیطان ما را وسوسه کرد به همین خاطر او را به زور به داخل اتاق مجردی‌مان کشاندیم و بعد از اینکه دست و پایش را با طناب بستیم سه نفری او را مورد آزار و اذیت قرار دادیم.

  ما که از این عمل شیطانی خود خیلی ترسیده بودیم، سه نفری با کابل برق خفه‌اش کردیم. بعد از سرقت طلا‌ها و پول‌ها و ماشینش جسد را داخل پتویی پیچاندیم و با ماشین خودش آن را در کانالی در خاتون‌آباد پاکدشت رها کردیم.

  همزمان با جست‌وجو و تجسس‌های پلیسی برای پیدا کردن جسد زن میانسال، مأموران کلانتری پاکدشت به کارآگاهان اعلام کردند که جسد زنی را در فروردین ماه سال جاری که جریان آب او را به کناره‌های کانال مورد نظر کشانده بود، کشف شده است.

 از آنجایی که با گذشت زمان جسد قابل شناسایی نبود قاضی رضوانفر دستور داد تا با انجام آزمایش دی ان‌ای هویت آن مشخص شود. همزمان با ردیابی متهم فراری، دو متهم به دستور قاضی پرونده برای تحقیقات بیشتر و برملا شدن راز جنایت در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفتند.
 


تاريخ : ۱٤ خرداد ۱۳٩۱ | ۳:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مجید | نظرات ()
  • گسیختن
  • تب یکم