آیا خدمت به انسانها فایده دارد؟اگر دارد برای خدمت کننده چه اثراتی دارد؟

با نگاه اجمالی به احادیث معصومین(ع) اهمیت و ارزشهای خدمت رسانی به مؤمنین روشن می شود مادر جامعه ای زندگی میکنیم که مردمش از شیعیان وانسانهای معتقد به اسلام هستند به جاست عموم انسانهای باایمان با توجه به این روایات وارزشها انگیزه های معنوی خود را در خدمت رسانی به مردم بالا برده وبا نیتهای الهی وخالصانه در خدمت به مردم کوشا باشند مطالب ذیل در چند قسمت این فضائل را نشان می دهد باشد که همه مردم ومسئولین در خدمت رسانی به هم نوع خود کوشا باشیم.       

 

 


1-مایه تقویت ایمان است

 

امام صادق (ع) می فرماید: «المُؤمنون خَدَم بَعضُهُم لِبَعضٍ...»؛ مؤمنان همگی خدمتگزار همدیگرند، پرسیدند: چگونه؟ فرمود: به یکدیگر فایده رسانند و سود بخشند. 

 

2- مساوی با عبادت یک عمر است

 

امیرمؤمنان (ع): از رسول خدا شنیدم که می فرمود: مَن قَضی لَأخیهِ المُؤْمِنِ حاجَةً کان کَمَن عَبدَاللّه دَهْرَه؛  هر که برای برادر مؤمنش، مشکلی را حل کند به سان کسی است که تمام عمرش خدا را عبادت کرده است. امام صادق (ع) گلچین شدگان الهی را رهپویان این راه بهشتی می داند: إنّ الله تعالی خَلقَ خَلْقاً مِن خَلقِه اِنتَجَبَهم لِقَضاءِ حَوائِجِ فُقَراءِ شیعَتِنا، عَلی ذلکَ الجَنّة؛ فَإن اسْتَطَعْتَ أنْ تَکونَ مِنهُم فَکُن؛  خدای تعالی از میان آفریدگانش، گروه ویژه ای را خلق کرده، که اینان را گلچین کرده است برای گره گشایی شیعیان نیازمند ما  پاداش کارشان بهشت است و اگر تو توانستی، از اینان باش.پیامبر اکرم (ص): أنسَکُ النّاسِ نُسکاً، أنصَحُهُم جَیباً و أسلَمُهُم قَلباً لِجمیعِ المسلِمین؛  عبادت کننده ترین مردم، شخصی است که خیر خواه تر و دل پاک تر باشد نسبت به تمامی مسلمانان.

 

3- برابر با 10 طواف خانه خداست

 

در اصول کافی جلد 2 صفحه 200آمده است: اسحاق بن عمار از امام صادق (ع) چنین روایت کند: «من طاف بهذا البیتِ طوافاً  واحداًکتب الله عز وجل ست? آْلاف حسنه ومحی عنه سته آلاف سی‍یه ورفع الله له سته آلاف  درجه حتی اذا کان  عندالمتلزم فتح الله له سبعه ابواب من ابواب الجنه قلت له جعلت فداک هذاالفضل کله فی الطواف ؟قال(ع) نعم واخبرک بافضل من ذالک...»؛  هر که یک بار به دور خانه کعبه طواف کند، خداوند برایش شش هزار حسنه مقرر می فرماید و شش هزار گناهش را ببخشاید و شش هزار درجه اش عطا فرماید تا آن گاه که به محل مُلْتَزَم ( بین رکن حجر و باب کعبه ) برسد، که هفت باب از دربهای بهشت بر او گشاید. پرسیدم: جانم به فدایت آیا در طواف این همه فضیلت هست؟ فرمود: آری، و تو را آگاه کنم از کاری پر فضیلت تر از این.  عرض کردم آری: امام فرمودند:من قضی اخاه المؤمن حاجه کان کمن طاف طوافا وطوافا وطوافا حتی عد عشرا کسی که حاجت برادر مؤمنش را برآورده نماید مثل آن است که ده بار این طواف را انجام داده است.  امام خمینی قدس سره هنگامی که همراه دوستان طلبه خود به مشهد مقدس مشرف می شد، دعا و زیارتشان را مختصر انجام   می داد و زودتر به  منزلی که اجاره کرده بودند، برمی گشت، منزل را آب و جارو، سماور را روشن و چایی را مهیا می کرد و منتظر بازگشت سایر دوستان می ماند و  وقتی دوستان می رسیدند، از آنان پذیرایی می کرد.  یکی از طلاب می پرسد، این چه کاری است که شما می کنید برای چای درست کردن، دعا و زیارت را کوتاه و مختصر می خوانید و سریع به خانه بر می گردید؟ امام در پاسخ او  می گوید: «من ثواب این آب و جارو و چای درست کردن را کمتر از ثواب آن دعا و زیارت نمی دانم».  

 

4- از شرایط وعلا‍‍ متهای شیعه  است

 

امام صادق (ع) به مفضّل بن عمر می فرماید:شیعیان ما را به دو خصلت بیازمای و هر که دارای آن دو خصلت باشد با وی رفت وآمد و دوستی کن و گرنه از وی بپرهیز و حتماً کناره گیری کن.   پرسیدند: آن دو خصلت چیستند؟ فرمود: «المُحافَظَةُ عَلی الصّلَواتِ فی مَواقیتِهِنّ، و المواساةُ لِلإخوان و إن کان الشئُ قَلیلاً» ؛ نماز به وقت خواندن و مواسات با برادران اگر چه با چیز اندکی باشد.امام صادق (ع)باز می فرماید: إنّما شیعَتُنا یُعرَفونَ بِخِصال شتّی: بالسّخاء و البذلِ للاخوان و...؛  شیعیان ما با خصلت های گوناگونی شناخته می شوند: با سخاوت و بخشش به برادران... .پیامبر خدا(ص)می فرماید: «روز قیامت برای شیعیان من و شیعیان اهل بیتم - که در دوستی ما خالص اند - منبرهایی پیرامون عرش گذارده می شود و خدای (عزّوجلّ) می فرماید: «ای بندگان من، سوی من آیید تا کرامت خود را بر شما بگسترانم که در دنیا اذیت شدید». خدمت رسانی از شرایط مهم شیعه بودن است امام حسن عسکری (ع) می فرماید: «شیعیان علی (ع) آنانند که از اینکه مرگ به سراغشان آید یا آنان (با استقبال از شهادت) به پیشواز مرگ روند، نمی هراسند؛ شیعیان علی (ع) آنانند که برادرانشان را بر خود مقدّم می دارند، هر چند خود نیازمند باشند...».  در محضر امام (ع) محمد بن عجلان از محضر امام صادق (ع) گزارش می دهد: مردی وارد شد و سلام کرد، امام (ع) از حال برادران و همشهریانش پرسید، آن مرد خیلی خوب تعریف و تمجید کرد. ضرت پرسید: سرزدن و عیادت توانگران آنها با بینوایانشان چگونه است؟ پاسخ داد: اندک است، امام پرسید: رسیدگی و کمک ثروتمندانشان - در آنچه دارند - به تهیدستانشان چگونه است؟ پاسخ داد: شما اخلاق و صفاتی را می فرمایید که در میان ما نیست.  حضرت فرمودند: پس چگونه آنان خود را شیعه می دانند. سفارش هایی از امام باقر(ع) جابر جعفی نقل می کند: بعد از خاتمه اعمال حج، با جمعی به خدمت امام محمد باقر(ع) رسیدیم، هنگامی که خواستیم با حضرت وداع کنیم، عرض کردیم توصیه ای بفرماید! فرمود: اقویای شما به ضعفا کمک کنند! اغنیا از فقرا دلجویی نمایند! هر یک از شما خیرخواه برادر دینی اش باشد. و آنچه برای خود می خواهد برای او نیز بخواهد! اسرار ما را از نااهلان مخفی دارید، و مردم را بر ما مسلط نکنید! به گفته های ما و آنچه از ما به شما می رسانند توجه کنید؛ اگر دیدید موافق قرآن است، آن را بپذیرید و چنانچه آن را موافق قرآن نیافتید، بر زمین بیاندازید! اگر مطلبی بر شما مشتبه شد، درباره آن تصمیمی نگیرید و آن را به ما عرضه دارید تا آن طور که لازم است برای شما تشریح کنیم.   اگر شما چنین بودید که توصیه شد و از این حدود تجاوز نکردید و پیش از زمان قائم ما کسی از شما بمیرد، شهید از دنیا رفته است.

 5-بهانه ورود به بهشت است

 

پیامبر خدا (ص): دَخَلَ عبدٌ الجَنَّة بِغُصنٍ مِن شَوْکٍ کانَ علَی طَریقِ المسلمینَ فَأماطَهُ عَنْهُ؛  بنده ای به سبب برداشتن شاخه خاری از سر راه مسلمانان به بهشت رفت. روشن است که پاداش  برداشتن بسیاری از موانع اداری وبروکراسی از جلو راه مردم در ادارات کمتر از برداشتن یک خاشاک نیست. مرحوم آیةالله شهید بهشتی می فرمود: «بهشت را به بها می دهند و به بهانه ندهند». این سخنی حکیمانه است،  از آنجا که از پیامبر اکرم (ص)روایت شده: «در معراج فرشتگانی را دیدم که از آغاز آفرینش پیوسته به رکوع یا سجده و عبادت و فلان دعا و ذکر بودند و باز می گفتند: «ما عَبَدناک حقَّ عبادتِک»؛ آن گونه که شایسته پرستش تو است نتوانستیم عبادت کنیم.  یا اینکه امام کاظم (ع) می فرمایند : بسیار بگویید: «اللّهم لا تَجْعَلنی مِن المُعارِینَ و لا تُخْرِجنی مِنَ التَقْصیر...» ؛« خدایا مرا از کسانی که ایمان عاریه ای دارند قرار مده و از این دایره که همواره خودم را مقصر بدانم، بیرون مبر» پس ماکه عبادتمان کمتر از فرشتگان است نیاز به کارهای خیر بیشتری داریم   بر اساس این روایات، خوبان موفّق ترند و این جایگاه والای خدمت رسانی را می نماید و گرنه طبق روایت قبل «مؤمنان همگی خدمتگزار یکدیگرند. همچنین از نوع تمجید و تشویقهای معصومان علیهم السلام بر می آید که روحیه خدمتگزاری باید در جان فرد فرد مسلمانان ایجاد شود، تا به عنوان بهترین عبادت، در این میدان گام نهند. امام خمینی قدس سره می فرماید: امیدوارم خداوند به شما توفیق خدمت به مستمندان را - که از بزرگ ترین عبادات نزد خداست - عنایت فرماید.  حضرت استاد آیة الله جوادی آملی در درس تفسیر می فرمود: ای کاش خداوند عمر طولانی به مرحوم محدّث قمی عنایت فرموده بود تا موفّق می شد، درباره ارزش خدمات اجتماعی، جلد دوم مفاتیح الجنان را بنویسد.   عبادت به جز خدمت خلق نیست                 به سجاده و خرقه و دَلْق نیست

 

این شعر ظاهری دارد و روح و باطنی؛ این معنای ظاهری که نماز و روزه و...  لازم نیست، باطل است زیرا ادای واجبات دینی نخستین گامِ پرستش است. آن که امر خدا را در نماز و روزه و...   اطاعت نمی کند در نخستین گام بندگی، کافر و بت پرست و خودپرست شده است از این رو، در بازرسی پل صراط قیامت، اوّل از نماز می پرسند. کسانی که به عبادت به طور کلی بی اعتنا هستند و کار خیر می کنند باید بدانند، کار خیر را باید خدا بپذیرد و اگر نماز را سبک بشماری و نماز رد شود، سایر تلاشها هم رد خواهد شد.    إنْ قُبِلَت قُبِلَ ما سِواها و إنْ رُدَّت رُدَّ ماسِواها»

 

ومعنای باطنی آن این است که ارزش خدمت به مردم کمتر از عبادت نیست.

 

6- نعمت خدا است

 امام حسین (ع): ...و اعلموا أنَّ حَوائجَ الناسِ اِلَیکُم مِنْ نِعمِ اللّهِ عَلَیکُم فلا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتَتحوَّل إلَی غیرکم...؛  و بدانید که نیازمندی های مردم به شما، یکی از نعمتهایی است که خدا بر شما ارزانی داشته است. پس با نعمتها بدرفتاری نکنید که در نتیجه به دیگران داده شود.  این روایت بخشی از سخنرانی امام حسین (ع) است و جمله آخر به چند صورت نقل شده است مثل، «فَتُحَوَّلُ نَقِماً»؛ اگر نعمت را ضایع کردید به بلا تبدیل می شود. شکر نعمت، نعمتت افزون کند  کفر، نعمت از کفت بیرون کند  شبیه این حدیث از امام علی (ع) چنین نقل شده است: ای جابر، قوام دین و دنیا بر چهار پایه است: عالمی که دانش خویش را به کار گیرد، جاهلی که از آموختن روی برنتابد، بخشنده ای که از نیکی دریغ نکند، فقیری که آخرت خویش به دنیا نفروشد پس هر گاه عالم دانش خود را تباه کند، نادان از آموختن سرباز زند و چون توانگر بخل ورزد، تهی دست آخرت خویش به دنیا بفروشد.  یا جابر، مَنْ کَثُرَت نِعَمُ اللّه عَلَیه کَثُرت حَوائِجُ النّاس إلَیهِ، فَمَن قامَ لِلّهِ فیها بِما یَجِبُ عَرَّضَها للدّوامِ و البَقاءِ، و مَن لَمْ یَقُم فیها بِما یَجِبُ عَرَّضَها لِلزّوالِ والفناءِ»؛ ای جابر، هر که از نعمت های خدا بیشتر بهره یابد نیازهای مردم نیز بیشتر نزدش آید؛ پس هر که در پاسخ آن نیازها به وظایفی که بر عهده دارد، برای خدا عمل کند، زمینه ماندگاری و تداوم نعمت ها را فراهم ساخته است و هر که به وظیفه اش در این زمینه عمل نکند نعمت ها را در معرض نیستی و نابودی قرارداده است.

 

چند نکته مهم: 1. برخی مراجعات مردم را مزاحمت تلقی می کنند، از این رو فرار از دست مراجعه کنندگان، یا سرگردانی و سر کار گذاشتن و وعده سر خرمن دادن را هنر و سیاست خود به حساب می آورند. 2. از روایت استفاده می شود که نعمت خدادادی هزاران شکل است، و همان گونه که پول و ثروت، نعمت است، مقام، منصب، اعتبار، آبرو، شهرت و هر چه حلاّل مشکلات باشد نعمت خدادادی است و شکر آن، خدمت رسانی، و بی توجهی به نیازمندان، کفران نعمت است. 3. جای حسابرسی و ثواب و عقاب آخرت است و این دنیا، دار کار و عمل است. و لی برخی گناهان مثل کفران نعمت، آنقدر زشت است که حتی در این جهان هم تأثیر شوم بر زندگی دارد. و در این باره فرقی بین مسلمان و کافر نیست، نظیر ظلم که حکومت را نابود و عدالت که حکومت رامستدام می کند. امام علی (ع) می فرماید: «سببُ زوالِ النِّعَمِ الکُفرانُ» ؛ کفران نعمت علت نابودی نعمت است.

7-رحمت الهی است

 

اسماعیل ابن عمار می گوید به امام صادق(ع) عرض کردم آیا مؤمن بر مؤمن رحمت است امام فرمودند آری عرض کردم چگونه فرمودند: هرگاه مؤمنی حاجتی را برای برادر مؤمنش بیاورد آن رحمت است از سوی خداوند که به سوی اوجاری شده است پس اگربرآ ورده نمود همانا پذیرفته واستقبال نموده است از رحمت خداوند واگر در حالی که می تواند اداکند آن را رد نمود از خودش رحمتی از سوی پروردگارش را رد کرده است.علی بن جعفر گوید: حضرت ابوالحسن می فرماید: من أتاه أخوه المُؤمِن فی حاجةٍ فإنّما هی رحمةٌ من الله تبارک و تعالی ساقها إلیه...  ؛  هر که برادر مومنش برای حل مشکلی نزدش بیاید تنها و تنها رحمتی است از ناحیه خدا که به سویش روانه کرده است.اسماعیل بن عمار صیرفی به امام صادق (ع) عرض می کند: فدایت شوم، آیا مؤمن رحمت به حساب می آید برای مؤمن؟ حضرت فرمود: آری، پرسید: چگونه؟ حضرت فرمود: هر مؤمنی که برادر نیازمندش برای رفع مشکلی نزدش بیاید، او تنها رحمتی است از جانب خدا که به سویش سوق داده و برایش سبب سازی کرده است. پس اگر حاجتش را روا کند به خوبی از رحمت استقبال کرده است. و اگر - با اینکه توانایی حل مشکل را دارد - او را برگرداند، رحمتی از خدای (عزّوجلّ) را از خود رد کرده است.همان رحمتی که خدای (عزّوجلّ) به سویش کشانده و درِ خانه اش رسانده بود. و خدای (عزّوجلّ) این رحمت را ذخیره کند تا روز قیامت برای آن کسی که حاجت او رد شدده است تا درباره مالکیت آن تصمیم بگیرد. اگر خواهد آن را به خود برگرداند و اگر خواهد به دیگری رساند. چون روز قیامت او در رحمت خدا تصمیم گیرنده باشد - زیرا اختیارش به دست او سپرده شده است. ای اسماعیل، به نظر تو آن را به که برمی گرداند؟ گفتم: گمان ندارم آن را از خویش برگرداند. فرمود: گمان مدار بلکه یقین بدار که آن رحمت را هرگز از خود برنگرداند. فضل و رحمت فضل و رحمت الهی از یک نگاه، دو گونه است: الف) رحمت فراگیر و همگانی؛ مثل توفیق بهره وری از علم، صنعت، طبیعت، که طبق این آیه شریفه، به همه می دهد: «کلاًّ نمدّ هؤلاءِ و هؤلاءِ مِن عطاءِ ربّک و ماکان عطاءُ ربّک محظوراً»؛  هر یک از این دو گروه را از اعطای پروردگارت، بهره و کمک می دهیم، و عطای پروردگارت هرگز از کسی منع نشده است.امام علی (ع): «من قطعَ معهودَ إحسانِه قَطَعَ الله موجودَ إمکانِه»؛ هر که رشته احسان خود را قطع کند، خداوند توفیق و توان کنونی او را بگیرد.  رسیدگی به مشکلات بیچارگان یکی از مغناطیس های جلب رحمت الهی است. امام باقر(ع) می فرماید: گاهی برادری برای حاجتی نزد مؤمن می آید که نمی تواند حاجتش را روا کند ولی دل می بندد و تصمیم می گیرد که آن را انجام دهد، خدای تبارک و تعالی او را به سبب همین تصمیم، وارد بهشت می کند.



تاريخ : ۱۳ خرداد ۱۳٩۱ | ۳:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : مجید | نظرات ()
  • گسیختن
  • تب یکم