آیا به صرف بزرگ نمودن فرزندانمان به وظیفه خود عمل  نموده ایم؟

آیا بافراهم نمودن نیازهای غذایی والبسه آنان توانسته ایم به وظیفه خود عمل نماییم؟

آیا با فراهم نمودن خواسته های آنان به تمامی وظائفمان عمل کرده ایم؟

آیا بافراهم نمودن یک زندگی توام با خوشگذرانی برای فرزندانمان به تکلیفمان عمل نموده ایم؟

آیابا سخت گیری وسرکوب شخصیت فرزندانمان آنان راتربیت کرده ایم؟

در این ره گذرحقیقتی را که گاهاًچشم برآن بسته ایم را با هم مرور خواهیم کرد بااین امید که بتوانیم به همدیگر در راه رسیدن به حقیقت یاری رسانی کرده باشیم.

آنچه باید پدران ومادران به عنوان محوریترین بحث تربیتی به آن توجه نمایند چیست؟

واقعیت مسلم آن است که پدر ومادرها در تعیین سرنوشت فرزندانشان مهمترین نقش را بر عهده دارند.جهان بینی والدین می تواند زیر بنای شخصیت هر انسانی را طراحی کند ،یعنی اینکه خود والدین برای اینکه مربیان خوبی باشند ضرورت دارد قبل از اینکه دست بکار طراحی زندگی فرزندانشان گردند خود به این واقعیت توجه نمایند که این دنیا ناپدار است وباید بپذیرند که نه تنها خود آنها روزی این جهان را ترک خواهند نمود که فرزندانشان این جهان را ترک مینمایند. لذا ضرورت دارد تااولاً اعتقاد خود وثانیاًدر طراحی سرنوشت آنان به واقعیت وجود خدا توجه نمایند.این مهم با تفکر در اینکه واقعاً چطور ممکن است که کره زمین با گردش منظمی بدور خود وهمزمان بدور خورشید میگردد وشب وروز را پدید میاورد وچراغی را به آن بزرگی همه روزه تماشا مینمائیم که شبها میرود وروزها میاید وکسی از انسانها نه میتواند ونه هست که برای این چراغ سوخت تهیه نماید واز همه مهمتر اینکه این چراغ بطرز حیرت آوری بدون اینکه هیچ انسانی متولی آن باشد منظم است وهیچکس تاکنون به یاد ندارد که با تاخیر طلوع ویا غروب نماید ویا زمین متوقف شود ویا این ماه که ضمن تور افشانی بصورت یک تقویم بر پهنه آسمان قرار گرفته که هرکس در هرکجا که هست بتواند برنامه زندگی خودش را تنظیم نماید.و دهها نوع حقیقتی که نیاز به توجه وتفکر دارد که این جهان یک خالقی دارد با این توانمندی که میتواند چنین مخلوقات باعظمتی را بیافریند وسپس آنان را بدین شکل به آسانی برنامه ریزی نماید.در این قسمت بحث انسان میبایست به سراغ سخنان همین خالق برود تا بداند این انسانی که روزی این جهان را ترک خواهد کرد به کجا خواهد رفت وچه برسرش خواهد آمد.ومیبنیم کتاب همان پروردگار با عظمت در 1400 سال پیش به حقایقی اشاره کرده که علم در چند دهه گذشته تازه اورا کشف نموده مانند گردش زمین واز آن مهمتر گردش خورشید بدور خودش وهمین کتاب به زندگی دیگری اشاره مینماید که بعد از خروج از این جسم مادی برای ما رخ خواهد دادوتاکید بسیار دارد تا ما باخودسازی به تعادل شخصیت برسیم وبر غرائز خود مسلط گردیم و از شخصیت ممتاز انسانی برخوردار گردیم زیرا ما با همین شخصیت به آن دنیا منتقل میشویم اگر آن را بر اصول انسانی آراسته باشیم در جامعه انسانها که بهشت گفته میشود خواهیم رفت واگر نتوانسته باشیم خود را بسازیم وهمواره دنبال رو غرائزمان بوده ایم پس شبیه حیوانات هستیم وچاره ایی جز حضور در بین جامعه حیوانات نداریم که اصطلاحاً به آن جهنم میگویند.

آری این واقعیت زندگی انسانهاست که باید بخوبی در آن تامل نمود.حال که بدین جا رسیده ایم باید بپذیریم که مهمترین چیزی را که میباید به جوانانمان بیاموزیم اولاًاعتقاد به وجود خدا وچگونگی کسب مهارت جهت تسلط بر تمایلات است که اگر خودمان به آن عمل نمائیم آنان چگونگی آن را بخوبی فراخواهند گرفت .آری اگر آنان بیاموزند که انسان هر کاری را که دلش خواست نباید انجام دهد وبایستی آنرا با معیارهای انسانیت بسنجد .آن وقت ما توانسته ایم انسانهایی را به جامعه تحویل دهیم که به نوامیس جامعه احترام میگذارند .به کسی خیانت نمی کنند با اراده وقوی هستند ودر عین حال متفکر.وعکس آن معمولاً انسانهای معمولی نه تنها از فضیلت تهی هستند که از اراده ی ضعیفی برخوردار می باشند ومعمولاً نمی توانند کارهای بزرگ انجام دهند.تا اینجای بحث روشن شد که جهت دادن به تفکر آنان وشکل دادن به شخصیت فرزندانمان آنهم به شیوه انسانی بزرکترین خدمت به عزیزانمان میباشد.و نه آنان هرطور که مایلند عمل نمایند. طبیعیست که جوانان بدنبال دل ومیلشان حرکت خواهند نمود واین فرایند بزرکترین بخش از وظائف پدر ومادرهاست،ضمناً باید دانست که بچه ها بشدت پدر ومادر ها را تحت نظر دارند واز رفتار آنان کپی برداری مینمایند . 

انسانی که در بند هوس نباشد .آزاد است .وانسان آزاد قوی وباشکوه هست مانند شیر وعکس آن انسان در بند هوس به مانند کفتار است کدام باشکوهتر است که همان باشیم واز زندگیمان لذت واقعی ببریم .انسان امروز به جهت اینکه واقعیت انسانی خود را فراموش نموده لذا همواره گمشده ایی دارد .و وقتی اورا نمی یابد به دنبال ابتذال ویا اعتیاد میرود تا خود را فراموش کند واین در حالیست که اگر شیر میدان زندگی خود باشد به زندگی خود همواره میبالد.

 



تاريخ : ٢٦ اسفند ۱۳٩٠ | ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : مجید | نظرات ()
  • گسیختن
  • تب یکم