از زن اعتماد بنفس بخواهیم .نه مردانگی !

موضوع از آ ن جا شروع شد که در یکی از دانشگاه های کشور سر کلاس جامعه شناسی استاد در حین حضور و غیاب سهوا به جای این که مثلا بگویید آقای فلانی گفت خانوم فلانی و به ناگه کلاس هم چون کوه اتشفشان از خنده به هوا رفت .

و آن اقای فلانی بسیار مکدر شد .


استاد چند بار دیگر اشتباه کرد و خانوم را آقا و آقا را خانوم خواند و در پایان از دانش جویان پرسید:امروز به نکته ای پی بردم اما دلیلش را نمی دانم !چرا وقتی آقایی را خانوم خطاب می کنم همه ی کلاس می خندند اما عکس حالت فوق یعنی زمانی که خانومی را آقا خطاب کردم نه به خانوم بر خورد و نه کلاس از خنده به هوا رفت ؟

دانشجویان هیچ کدام دلیل این موضوع را نمی دانستند .ودر واقع هیچ اهمیتی نداند و این را یک سوال احمقانه از استاد بی نمکشان دانستند .

اما من امروز واقعا در این فکرم که به راستی چرا این گونه است ؟

به راستی چرا حداقل در جامعه ما من بسیار در میان دختران و خانوم های دوست و فامیل دیده ام که چه بسیار از جنسیت خود گله و شکایت دارند و چه بسیار ترجیح می دادند که مرد باشند یا حداقل سعی کنند که مردانه بر خورد کنند .

نمی دانم دقیقا ایراد کار کجاست اما بی شک ابراد کار از ماست .به خاطر دارم بارها خود اسیر حرف ها و رفتارهایی شده ام که به شدت از جنسیتم بیزاری بجویم و سعی در تضعیف صفات زنانه کنم و همتم را به کار گیرم تا صفات مردانه را غالب گردانم .

به خاطر دارم در کودکی پدرم زمانی که می خواست به فامیل فخر بفروشد می گفت دخترم نترس است مردی است برای خودش ..و من خواه ناخواه از کودکی دریافتم گویی مردانگی و مردبودن مورد تحسین همگان است .

من سالهاست باور کردم این را که می گویند زن ناقص العقل است چرا که نیمه نداشته زن .مملو از چیزی است که نامش احساس است و کیست منکر آن شود که همانا احساس چه بسا زیبا تر از عقل است .اما چه می شود که من زن. سعی می کنم که نیمه احساسم را نابود کنم من زمانی دست به قتل عام احساسم می زنم که می بینم روزگار بدی است همین مردان کامل العقل تمام همت خود را به کار می گیرند تا نیمه احساسی زن را انگولک کنند تا به اهداف خود برسند این جاست که من نمی خواهم زن باشم و دست به کشتن نیمه احساسم می زنم گرچه با این کار به ظاهر حریف قدرتمندم را شکست داده ام اما هیچ کس نمی فهمد که من در درون شکست خورده ام ا!چون دیگر یک زن نیستم !

ما مرتبا شاهدیم که صفات زنانه صفاتی که در ذات زن است و لایتغیر .مورد سرزنش دیگران قرار می گیرد .

بیایید قبول کنیم اگر من به عنوان یک زن اشکم به سرعت جاریست هیچ عیبی بر آن وارد نیست چون در این روزگار مردان هم می گریند .

بیایید قبول کنیم اگر در من احساسات موج می زند تا جایی که گاهی مغزم هم مختل می شود از ضعف در جنسیتم نیست از نوع جنسم است .

بیایید کمک کنیم قدری از پشت این نقاب به اصطلاح روشن فکری که بر صورت زده ایم در آییم و باور کنیم ...

پشت هر حادثه بزرگ چه خوب و چه بد یک زن بوده است .

زن موجود بزرگی است و چه بزرگ مردانی که چون موم در دستان زنان بودند .

بیایید و محض رضای خدا

از زن

اعتماد بنفس بخواهیم و باور کنیم که خدا نه تنها چیزی کمتر به زنان نداده که دارای ظرفیتهایی هستند که مردان به کلی از انجام آن عاجزند زیرا زنان ثابت نموده اند که در صورت خودسازی کارهای مردان را به راحتی انجام میدهند ولی مردان ناتوانند از کارهایی که زنان انجام میدهند.پس راز توانایی انسان به جنسیت آن نیست بلکه به خوسازی وپرورش استعدادهای اوست

 



تاريخ : ٦ خرداد ۱۳٩۱ | ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مجید | نظرات ()
  • گسیختن
  • تب یکم