یاعلی گفتیم عشق آغاز شد

باسلام

ازاینکه به این پایگاه افتخار داده وبازدید میفرمائید متشکرم .هدف این پایگاه به لطف خدا آگاهی رسانی لازم در تمام زمینه های مورد نیازجامعه انسانی می باشد تا ضمن بالابردن دانش وبصیرت هموطنان عزیز. خوانندگان محترم بتواننددر مقابل خطرات محیط پیرامون.بخوبی از خود وخانواده وسایر انسانها مراقبت نمایند .

لذا از شما خوبان خواهشمندم تا ضمن راهنمایی این پایگاه بوسیله اظهار نظرات ارزشمند خویش.نسبت به آگاهی رسانی به سایر دوستان از وجود چنین پایگاهی بذل محبتهای لازم را مبذول فرمائید تا شما نیز در این عرصه خدمتگذاری به جامعه انسانی سهیم بوده باشید.

لازم به ذکراست که این وب به هیچ نهادی مرتبط نبوده وگرداننده آن تنها یک نفر است که نیت نموده در گمنامی تنها برای جلب رضای خدا و خدمت به انسانها به این امر همت گمارد.شاید زندگی بی ثمر ما بدین وسیله مثمر ثمر واقع گردد.

ضمناَ ارسال نظرات شما عزیزان تنها سرمایه وپشتیبان این پایگاه ست که می تواند مارااز اثرات ویا اشکالات آن آگاه نماید.

باتشکر ودر خواست دعای خیر شما را بدیدن قسمتهای مختلف وب دعوت مینمایم.

 



تاريخ : ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩٤ | ٢:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : مجید | نظرات ()
 دختر ترک از رابطه نامشروع مردان جلوگیری کرد و درگذشت +فیلم
 
 
دختر ترک از رابطه نامشروع مردان جلوگیری کرد و درگذشت +فیلم
هزاران آلمانی با تجمع در خیابان‌ها و روشن کردن شمع، به دختر دانشجوی مسلمانی که برای نجات دو دختر بچه آلمانی جان خود را از دست داد، ادای احترام کردند.
 
 به گزارش سرویس فرهنگی جام نیوز، شبکه یورونیوز اعلام کرد: هزاران نفر در مونیخ آلمان یاد توگسه آلبایراک، دختر آلمانی ترک تبار را گرامی داشتند.

دوهفته پیش، سه مرد صرب تبار این دختر 23 ساله را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند.

وی برای نجات دو دختربچه که در دستشویی یک پارک مورد آزار و اذیت قرار گرفته بودند، با مهاجمان گل آویز شد و در اثر جراحت ناشی از ضرب و شتم جان باخت.

پیش تر، هشتاد هزار نفر با امضای طوماری از مقامات آلمان خواسته بودند که از وی تقدیر کنند.

لینک دانلود

 روزنامه انگلیسی «ایندیپندنت» هم در این باره نوشت: توچه آلبایراک، دختر مسلمان جوان اهل ترکیه که به همراه خانواده‌اش در آلمان زندگی می‌کرد پس از آنکه شاهد آزار و اذیت دو دختر بچه آلمانی در محوطه رستورانی در شهر «افنباخ» بود به کمک آنها شتافت اما جان خود را از دست داد.


وی در پی این حادثه به کما رفت و پس از دو هفته جان خود را از دست داد.


آلمان پس از فرانسه بیشترین تعداد مسلمانان را در میان کشورهای اروپایی دارد و اسلام پس از مسیحیت پروتستان و کاتولیک بیشترین طرفداران را داراست.


مسلمانان با جمعیتی حدود 4 میلیون نفر، 5 درصد از جمعیت 82 میلیونی آلمان را تشکیل می‌دهند.

 
خوشا به حال این خواهر بزرگوار روحش شاد

بدون تردید اقدام این شیر زن حاصل مکتبیست که در آن الگویهایی چون شیرخدا علی .ع. و دختر ان شیر دلی چون زینب در آن الگوی انسانها هستند .که با عمل ومرامشان به ما آموخته اند که چگونه عمل نمائیم .

بیائیم وقدربزرگانمان وخودمان را بیشتر بدانیم وراه و مرام آنانرا در وجود خودمان همواره احیا’ نمائیم.



تاريخ : ۱٢ دی ۱۳٩۳ | ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ | نویسنده : مجید | نظرات ()
 دم خروس شبکه «کلمه» بیرون زد؛
ترویج آئین بهائیت در شبکه وهابی!

 به گزارش سرویس دینی جام نیوز، شبکه وهابی "کلمه" که از «محمد بن عبدالوهاب» بنیان‌گذار خبیث فرقه استعماری وهابیت با تعبیر «امام» یاد می‌کند، تا کنون به کرات باطن و پشت پرده اصلی خود را بروز داده است که یکی از آخرین نمونه‌های آن را در حمایت این شبکه از جنایات تروریست‌های تکفیری داعش شاهد بودیم. (اینجا و اینجا)

 شبکه یادشده به تازگی نیز جلوه دیگری از چهره پلید خود را به نمایش گذاشت.

چنان‌که مستحضرید دو فرقه "وهابیت" و "بهائیت" به شهادت اسناد غیرقابل خدشه تاریخی، زاییده دامان انگلیس هستند.

رژیم استعمارگر انگلیس می‌دانست که روزگاری می‌تواند از فرقه وهابیت برای نفوذ و به انحراف کشیدن مسلمانان اهل سنت و در نهایت ارائه چهره‌ای خشن و عقل‌گریز از اسلام بهره‎برداری کند.

فرقه بهائیت هم از سوی دیگر به آلت دست دشمنان اسلام و تشیع جهت بدعت‌گذاری در مسیر دینداری و ترویج سکولاریسم و اباحه‌گری بدل شد.

 شاید عده‌ای خوش‎باور همچنان بر این پندار باشند که انتساب این دو فرقه به یک آبشخور، غیرواقعی و توطئه‎انگارانه است؛ چراکه وهابیت و بهائیت در ظاهر هیچ ربطی به یکدیگر ندارند و یکی از درون اهل تسنن منشعب شده است و دیگری از درون شیعیان.

اما حمایت سفت و سخت شبکه وهابی کلمه از پیروان فرقه بهائیت -که بر پایه اصول فقهی و اعتقادی همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی "منحرف و مرتد" به حساب می‎آیند- دم خروس را نمایان کرد و بار دیگر از پیوند شوم این دو فرقه انگلیسی پرده برداشت.

 مجریان و کارشناسان شبکه وهابی کلمه بر خلاف رویکرد تکفیری که در قبال سایر فرق اسلامی دارند، از پیروان آئین مجعول بهائیت به‌صورت تمام قد دفاع کرده و آنان را «مظلوم»، «حق‌طلب»، «نجیب»، «صادق» و... قلمداد می‌کنند!

خاطرنشان می‌شود که بهائیت فرقه‎اى ساختگی منشعب از "بابى‎گرى" است. بنیان‎گذار بهائیت فردی به‎نام «میرزا حسینعلى نورى» ملقب به "بهاءالله" متولد سال 1233 تهران است که از نخستین پیروان و مبلغان باب بود.

 در سال 1268 بابی‎ها به ناصرالدین شاه قاجار تیراندازى کردند و چون شواهدى بر نقش حسینعلى در این کار وجود داشت، حکومت در پى دستگیرى و اعدام او برآمد. وی به سفارت روسیه پناه برد و با حمایت سفیر و دولت روسیه از مرگ نجات یافت.

حسینعلی نوری سپس به بغداد رفت و در آنجا با فرستادگان دولت‌های انگلیس و فرانسه ملاقات نمود و از جانب آنان پیشنهاد تابعیت انگلیسی یا فرانسوی را دریافت کرد.

 نامبرده پس از مدتی ادعاى الوهیت و ربوبیت نمود و خود را «خداى خدایان، آفریدگار جهان، خداى تنهاى زندانى، معبود حقیقى، رب مایُرى‏ و مالایُرى» نامید! پیروانش نیز پس از مرگ وى، قبرش را قبله خویش قرار دادند.
او افزون بر ادعاى ربوبیت، شریعتی جدید آورد و کتاب «اقدس» را نگاشت. بهائیان آن را «ناسخ جمیع صحائف» [باطل کننده همه کتب آسمانی] می‌دانند!

او کتاب‏‌هاى دیگرى نیز نگاشته است که پر از اغلاط املائى و انشائى است. مهمترین کتاب او «ایقان» نام دارد که به‌خاطر وجود اغلاط بسیار، در زمان حیاتش مورد تصحیح و تجدیدنظر قرار گرفت!



تاريخ : ٢٩ آذر ۱۳٩۳ | ۸:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : مجید | نظرات ()

فقط ثواب » ثواب نگهداری زبان، سیر کردن گرسنه، کمک به دیگران و قربانی کردن

ثواب نظر امید داشتن به آنچه نزد خداوند عز و جل
«عن إبراهیم بن داود الیعقوبی عن أخیه سلیمان بن داود رفعه قال قال رجل للنبی ص علمنی شیئا إذا أنا فعلته أحبنی الله من السماء و أحبنی الناس من الأرض قال فقال له ارغب فیما عندک سیحبک الله و ازهد فیما عند الناس یحبک الناس؛ ابراهیم بن داود یعقوبى، از قول برادرش روایت کرده است که: مردى از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم درخواست کرد که چیزى به من بیاموز تا با انجام دادن آن خدا در آسمان و مردم در زمین مرا دوست داشته باشند، حضرت به او فرمود: (فقط) به آنچه در نزد خداست، چشم امید داشته باش تا خداوند تو را دوست بدارد، و به آنچه که در نزد مردم است بى میل و رغبت باش، تا مردم نیز تو را دوست داشته باشند».

ثواب نگهدارى زبان
1- «عن معمر بن خلاد عن أبی الحسن الرضا ع عن أبیه قال قال أبو عبد الله ع نجاة المؤمن فی حفظ لسانه؛ معمر بن خلاد از امام رضا علیه السلام، و آن حضرت از پدر بزرگوارش نقل کرده است که امام صادق علیه السلام فرمود: نجات مؤمن در نگهدارى زبان خود اوست»
2- «قال أمیر المؤمنین ع من حفظ لسانه ستر الله عورته؛ امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود: کسى که زبان خود را نگهدارد، خداوند، عیبها (و کاستیهاى) او را (از نظر مردم) مى پوشاند».

ثواب پنهان کردن تنگدستى
«عن عبد الله البصری یرفعه إلى أبی عبد الله ع قال قال رسول الله ص یا علی إن الله جعل الفقر أمانة عند خلقه فمن ستره کان کالصائم و من أفشاه إلى من یقدر على قضاء حاجته فلم یفعل قتله أما إنه ما قتله بسیفه و لا رمحه و لکن بما أنکر من قلبه؛ عبد الله بصرى- بى آنکه از راویان پیش از خود نام ببرد- از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمود: یا على! خداوند، فقر و تنگدستى را در نزد مردم به امانت نهاد، و اجر کسى که آن را (از دیگران) پنهان کند، برابر با پاداش انسان روزه دار شب زنده دار است، و اگر کسى فقر و تنگدستى خود را با کسى در میان بگذارد که توانایى برآوردن نیاز او را دارد ولى کارى براى او انجام ندهد، محققا که او را کشته است، البته نه کشتن با شمشیر و یا نیزه، بلکه با زخمى که بر قلب او وارد کرده است».

ثواب افراد فقیر و نیکى کردن به آنان
1- «عن یعقوب بن یزید عمن ذکره عن أبی عبد الله ع قال إذا کان یوم القیامة أمر الله عز و جل منادیا ینادی أین الفقراء فیقوم عنق من الناس فیؤمر بهم إلى الجنة فیأتون باب الجنة فیقولون [فیقول لهم خزنة الجنة قبل الحساب فیقولون أعطیتمونا شیئا فتحاسبوا علیه فیقول الله عز و جل صدقوا عبادی ما أفقرتکم هوانا بکم و لکن ادخرت هذا لکم لهذا الیوم ثم یقول لهم انظروا و تصفحوا وجوه الناس فمن أتى إلیکم معروفا فخذوا بیده و أدخلوه الجنة؛ یعقوب بن یزید از قول مردى که از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود: چون روز قیامت فرا رسد، خداوند بزرگ فرمان مى دهد که سروشى ندا کند: تهیدستان کجایند؟! (و پس از این صلاى عام) گروهى از مردم از جاى برمى خیزند، (و از جانب حضرت حق) فرمان مى رسد که آنان را به سوى بهشت گسیل دارند، هنگامى که به درب بهشت مى رسند مأموران بهشت به آنان مى گویند: پیش از آنکه به حساب شما برسند (مى خواهید وارد بهشت شوید)؟! در جواب مى گویند: آیا چیزى به ما داده اید که مى خواهید حساب آن را از ما بکشید؟! خداوند به مأموران بهشت خطاب مى کند که: بندگان من راست مى گویند، (سپس به آن گروه مى فرماید:) من شما را به خاطر خوارى و بیقدر کردنتان تهیدست نکردم، بلکه اجر رنجهایى را که کشیده اید، براى امروز شما ذخیره کردم؛ در ادامه به ایشان مى فرماید: به اهل محشر بنگرید و هر کسى را که در حق شما نیکى و احسان کرده است شناسایى کنید، سپس دست او را گرفته وارد بهشت کنید.
2- «عن السکونی عن أبی عبد الله جعفر بن محمد عن أبیه عن آبائه ع قال قال رسول الله ص یا معشر المساکین طیبوا نفسا و أعطوا الرضا من قلوبکم یثبتکم الله على فقرکم فإن لم تفعلوا فلا ثواب لکم؛ سکونى از امام صادق علیه السلام، و آن حضرت از پدران بزرگوارش علیهم السلام روایت کرده است که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: اى تهیدستان! خوش باشید، و دل خوش دارید که خداوند شما را به خاطر تنگدستى و فقرى که نصیبتان کرده است پاداش دهد، و اگر ثوابى (در ازاى تهیدستى و بینوائى خود) نخواهید داشت».

ثواب کسى که از تکدى خود دارى کند
«قال أبو عبد الله ع رحم الله عبدا عف و تعفف و کف عن المسألة فإنه یعجل الذل فی الدنیا و الآخرة و لا یغنی الناس عنه شیئا؛ از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود: خداوند رحمت کند بنده اى را که عفت پیشه کند و خود دار و پرهیزگار باشد، و از ابراز نیاز به دیگران بپرهیزد، چرا که اظهار نیازمندى تعجیل در خوارى و بیقدرى در دنیا مى شود، و مردم خواسته او را برآورده نخواهند ساخت».

ثواب مصافحه و دست یک دیگر را فشردن
«عن أبی حمزة عن أبی عبد الله ع قال أنتم فی تصافحکم فی مثل أجور المجاهدین؛ ابو حمزه از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که: (پاداش شما) به هنگامى که با هم مصافحه مى کنید- و دستان خود را در دست یک دیگر مى گذارید- همانند پاداش سپاهیانى است که (در راه خدا و براى خدا) جهاد مى کنند».

ثواب کسى که به هنگام صرف غذا نام خدا را بر زبان آورد
«عن غیاث بن إبراهیم الدارمی عن جعفر عن أبیه عن آبائه عن أمیر المؤمنین ع قال من ذکر اسم الله على طعام لم یسأل عن ذلک الطعام أبدا؛ ابراهیم دارمى از امام صادق علیه السلام، و آن حضرت از قول پدران بزرگوارش از امیر مؤمنان علیهم السلام روایت کرده است که فرمود: کسى که به هنگام صرف غذا نام خدا را بر زبان جارى سازد، هرگز در مورد آن غذا مورد بازخواست قرار نخواهد گرفت».

ثواب کسى که گرسنه اى را سیر کند
1- «عن صفوان بن یحیى عن أبی عبد الله ع قال من أشبع جائعا أجرى الله له نهرا فی الجنة؛ صفوان بن یحیى از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود: کسى که گرسنه اى را سیر کند، خداوند براى او رودى در بهشت جارى خواهد نمود».
2- «عن سماعة عن أبی عبد الله ع قال من أشبع کبدا جائعا وجبت له الجنة؛ سماعه روایت کرده است که امام صادق علیه السلام فرمود: کسى که شکم گرسنه اى را (از راه حلال) سیر کند، بهشت براى او واجب مى شود».

ثواب لذت بردن از آب
«عن ابن فضال یرفعه إلى أبی عبد الله ع قال من تلذذ بالماء فی الدنیا لذذه الله من أشربة الجنة؛ ابن فضال، بى آنکه از راویان پیش از خود نام ببرد، از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود: کسى که در این دنیا از آب لذت ببرد، خداوند او را از لذت آشامیدنیهاى بهشت بهره مند سازد».

ثواب صدقه دادن در روز جمعه
«أبو محمد الواشی [الوابشی و عبد الله بن بکیر و غیره قد رواه عن أبی عبد الله ع قال کان أبی ع أقل أهل بیته مالا و أعظمهم مؤنة قال و کان یتصدق کل جمعة بدینار و کان یقول الصدقة یوم الجمعة تضاعف لفضل الجمعة على غیره من الأیام؛ ابو محمد وابشى و عبد الله بن بکیر و راوى دیگرى از امام صادق علیه السلام روایت کرده اند که فرمود: دارائى پدرم کمتر از بقیه افراد اهل بیت خود ولى هزینه زندگى او (از آنان) بیشتر بود، و آن حضرت علیه السلام در روز جمعه یک دینار صدقه مى داد و مى فرمود: (ثواب) صدقه دادن در روز جمعه چند برابر مى شود به خاطر فضیلتى که روز جمعه بر دیگر روزهاى هفته دارد».

ثواب کمک به ستمدیده پریشان
«عن زید الشحام قال سمعت أبا عبد الله ع یقول من أعان أخاه المؤمن اللهفان عند جهده فنفس کربته و أعانه على نجاح حاجته کانت له بذلک اثنتان و سبعون رحمة لأفزاع یوم القیامة و أهواله؛ زید شحام از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود: کسى که به برادر مؤمن و گرفتار و پریشان احوال خود به هنگام گرفتارى، یارى کرده و ناراحتى او را برطرف ساخته، و در برآورده شدن نیاز او کمک نماید، هفتاد و دو رحمت الهى براى وحشتها و ترسهاى او در روز قیامت ذخیره مى شود».

ثواب دوست داشتن برادران
«عن جمیل بن دراج عن أبی عبد الله ع قال من فضل الرجل عند الله محبته لإخوانه و من عرفه الله محبة إخوانه أحبه الله و من أحبه الله وفاه أجره یوم القیامة؛ جمیل بن دراج از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود: از برتریهاى آدمى در نزد خداوند، دوست داشتن برادران (ایمانى) است، و کسى که خداوند او را با علاقه و محبت برادران (ایمانى) خود آشنا سازد، او را دوست خواهد داشت، و کسى را که خداوند دوست داشته باشد، در روز قیامت پاداشش را کاملا به او عطا خواهد نمود».

ثواب کسى که چیزى را آرزو کند که مورد خشنودى خداوند است
«عن إسماعیل بن أبی زیاد عن أبی عبد الله عن آبائه عن أمیر المؤمنین ع قال قال رسول الله ص من تمنى شیئا و هو لله رضى لم یخرج من الدنیا حتى یعطاه؛ اسماعیل بن ابى زیاد از امام صادق علیه السلام، و آن حضرت از پدران بزرگوارش از امیر مؤمنان على علیه السلام روایت کرده است که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: کسى که چیزى را آرزو کند که مورد خشنودى خداوند باشد، از دنیا نخواهد رفت تا به آرزوى خود برسد».

ثواب دیدار با مسلمان
«عن بکر بن محمد الأزدی قال سمعت أبا عبد الله ع یقول ما زار مسلم أخاه فی الله إلا ناداه الله عز و جل أیها الزائر طبت و طابت لک الجنة؛ بکر بن محمد ازدى روایت کرده است که از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: هیچ مسلمانى به دیدار برادر دینى خود نمى رود مگر آنکه خداوند به او خطاب مى فرماید: اى دیدارکننده! خوشا بر تو، و بهشت بر تو گوارا باد».

ثواب کسى که خانه اى ساخته، گوسفند فربه اى را قربانى نموده، گوشت آن را به فقرا بدهد
«عن السکونی عن جعفر بن محمد عن أبیه عن آبائه ع قال قال رسول الله ص من بنى مسکنا فذبح کبشا سمینا و أطعم لحمه المساکین ثم قال اللهم ادحر عنی مردة الجن و الإنس و الشیاطین و بارک لی فی بنائی أعطی ما سأل؛ سکونى از امام صادق علیه السلام، و آن حضرت از پدران بزرگوارش نقل کرده است که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: کسى که خانه اى بسازد و گوسفند چاق و فربهى را قربانى کند و از گوشت آن بینوایان را اطعام نماید، و سپس بگوید: «پروردگارا! (شر) دیوان و آدمیان نافرمان و شیاطین را از من دور ساز، و این خانه را براى من با برکت گردان» (اگر چنین کند) آنچه را که آرزو مى کند به او داده خواهد شد».



تاريخ : ٢٩ آذر ۱۳٩۳ | ۸:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : مجید | نظرات ()
 
فلسفه صلح امام حسن (ع)
پرسش:
    امام حسن(ع) که منصب امامت را از پدرش امام علی(ع) به نص خاص دریافت کرد چرا با معاویه صلح کرد و برای احقاق حق خود مبارزه نکرد و نجنگید؟
    
    پاسخ:
    در زمان خود امام حسن(ع) یکی از یارانش به نام «ابوسعید» به آن حضرت عرض می کند: چرا با اینکه می دانستی حق با شماست با معاویه گمراه و ستمگر صلح کردی؟
    امام حسن(ع) از دو منظر به ابوسعید پاسخ می دهند: 1-منظر تعبدی 2 - منظر تعقلی که در اینجا به نحو اجمال از لسان گوهربار آن حضرت نص عبارت بیان می شود:
    «ای اباسعید! آیا من حجت خدا بر خلق او و امام و رهبر مردم بعد از پدرم نیستم. گفتم: بله حضرت فرمود: آیا من نیستم که رسول خدا(ص) درباره من و برادرم حسین(ع) فرمود: «حسن و حسین هر دو امام هستند چه قیام کنند و چه قعود» گفتم: بله.
    فرمود: پس اکنون امام و رهبرم، چه قیام کنم و چه نکنم و خانه نشین باشم، ای اباسعید، علت مصالحه من با معاویه همان علت مصالحه ای است که پیامبر خدا(ص) با طائفه «بنی ضمره»و «بنی اشجع» و مردم مکه در بازگشت از جنگ حدیبیه کرد (با فرق اینکه) آنان کافر بودند به نزول قرآن (و ظاهر صریح آیات قرآن) و معاویه و اصحاب او کافرند به تاویل (و باطن) قرآن.
    ای اباسعید! وقتی من از جانب خدای تعالی امام هستم نمی توان مرا در کاری که کرده ام چه در صلح و چه در جنگ تخطئه کرد. گرچه سِرّ کاری که کرده ام برای دیگران روشن نباشد.
    آیا حضرت خضر را ندیدی که وقتی کشتی را سوراخ کرد و آن پسر را کشت و آن دیوار را برپا داشت، کار او مورد اعتراض موسی(ع) قرار گرفت، چون سر آن کارها را نمی دانست تا وقتی که علت را به او گفت، راضی گشت و همین گونه است کار من که شما به خاطر اینکه سِرّ کار ما را نمی دانید، مرا هدف اعتراض قرار داده اید.
    (آنگاه امام حسن(ع) یکی از اسرار مصالحه خود با معاویه را بیان کرد) و فرمود: در صورتی که من این کار را نمی کردم، احدی از شیعیان ما در روی زمین باقی نمی ماند و همه را می کشتند.1

    1- علل الشرایع، شیخ صدوق، ص20

کیهان




تاريخ : ٢٩ آذر ۱۳٩۳ | ٧:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : مجید | نظرات ()

نقش سیاسى امام سجاد(ع) در عصر اسارت

الف. انتقاد شدید از موضع فریبکاران کوفى

سخنان امام سجاد(ع) تحولى شگفت در کوفیان ایجاد کرد و از هر سو بانگ گریه برخاست.

ب. مبارزه با حاکمان اموى
مبارزه با ستم و ستم‏ پیشگان و دفاع از حق مظلومان از جمله مشخصه‏ هاى رهبران آسمانى است. این ویژگى در سیره تمامى پیشوایان شیعه وجود داشته و آنان در این راه رنج‏هاى فراوانى را به جان خریدند.

ج. هدایت خلق به رهبران راستین اسلام

شام از هنگامى که به قلمرو مسلمانان در آمد، تا عصر امام سجاد(ع) تنها حاکمان و فرمانروایان طائفه بنى ‏امیه را در خود دیده بود. مردم این سرزمین نه محضر پیامبر(ص) را درک کرده بودند و نه روش اصحاب صالح آن حضرت را.
وظیفه خطیرى که بر دوش امام سجاد(ع) بود آن بود که در این شهر با چنین وضعى که به خود گرفته بود، خاندان وحى و اهل بیت عصمت که عدل قرآن بودند را به شامیان بى‏ خبر بشناساند تا مردم رهبران حقیقى اسلام را دریابند.

د. افشاگرى چهره بنى ‏امیه و بیدارى افکار عمومى

بنى ‏امیه چهره واقعى خود را در زیر پرده ریا و حیله و نیرنگ و حتى مقدس مآبى، مخفى مى ‏داشتند. شهادت امام حسین(ع) تا حدودى اسرار را بر ملا کرد ولى اسارت امام سجاد(ع) پرده تزویر و ریاکارى را از چهره بنى ‏امیه بالازد، و عدم پاى ‏بندى آنان به تعهدهاى و دینى اخلاقى و رسوائیها و فجایع آنها را روشن ساخت.


ه. منشور جاوید در معرفى اهل بیت(ع)
از درخشانترین صفحات زندگى پیام بر کربلا، سخنان شکننده و افشاگرانه او در مسجد اموى شام است. امام على ‏بن‏ الحسین(ع) در این سفر و در این صحنه، در لباس اسارت همان‏ جهاد عظیمى را انجام داد که حسین ‏بن ‏على(ع) در کربلا در قالب خون و شهادت به انجام رسانده بود. او با یک خطبه، انقلاب شگفتى در قلمرو امپراتورى شام به وجود آورد و تحولى بزرگ در مردم آن سامان که چهل سال در زیر تبلیغات مسموم معاویه خو گرفته بودند، ایجاد نمود.

و. زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهیدان کربلا

از جمله راهبردهاى سیاسى امام زین ‏العابدین(ع) در عصر خفقان امویان، زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهیدان کربلا که در واقع زنده نگهداشتن فرهنگ شهادت و ایثار بوده، مى‏ باشد.

ز. برانگیختن نهضت‏هاى خونخواهى حسینى
بى ‏شک سخنان بیدارگرانه امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) در عصر اسارت، وجدان‏هاى خفته امت اسلام را بیدار ساخت و انگیزه‏ هاى انتقام خواهى و خونخواهى از شهیدان کربلا را در نهاد آنان بارور ساخت تا قیام‏هاى خون خواهان کوفى در قالب جنبش توابین و سپس قیام مختار شکل گرفت.
به این ترتیب آن امام همام بعد از نهضت عظیم امام حسین (علیه السلام) پس از حدود 35 سال مبارزه به صورت‏هاى گوناگون، در 57 سالگى به لقاءالله پیوست، و با خون سرخ خود پاى نهضت‏ خونین پدرش را امضاء کرد. مرقد مطهرش در قبرستان بقیع قرار دارد.
آن امام بزرگوار در فرازى از صحیفه سجادیه که از گنجینه‏ هاى بزرگ معارف و عرفان است و از او به یادگار مانده، به درگاه خدا چنین عرض مى ‏کند:

«خدایا! به من دست و نیرویى ده تا بتوانم بر کسانى که به من ‏ستم مى ‏کنند پیروز شوم، و زبانى عنایت فرما تا در مقام احتجاج و استدلال بر مخالف چیره شوم، و اندیشه ‏اى ده تا نیرنگ فکرى دشمن را درهم شکنم، و دست ‏ستمگران را از تعدى و تجاوز کوتاه سازم.»



تاريخ : ٢٩ آذر ۱۳٩۳ | ٧:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : مجید | نظرات ()
  • گسیختن
  • تب یکم